ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٣٠٧ - باب ٥٧ در ورع و پرهيزگارى و اجتناب و دورى از امور مشكوك و شبههناك
شفيعانند) مقصود از اعانت در اين گونه موارد اين مىشود كه ائمه ٧ براى چنين افرادى زحمت شفاعت كردن ندارند. و يا منظور از ورع و پرهيزگارى ترك معصيت است پس ممكن است در انجام واجبات تقصير و كوتاهى داشته باشد كه در آن قسمت محتاج بشفاعت باشد و يا منظور از ورع ترك معصيتهاى كبيره باشد كه در اين صورت با ارتكاب معاصى صغيره آلودگى پيدا كرده و محتاج بشفاعت باشد حاصل مطلب اينكه نبايد توهم شود كه با داشتن ورع و پرهيزگارى احتياج و نيازى بشفاعت نيست علاوه بر اين ممكن است بگوئيم در عين حالى كه شيعه تمامى واجبات را انجام داده و از همه گونه گناه اجتناب نموده باز هم از شفاعت بىنياز نيست و اين شفاعت براى اينست كه زودتر ببهشت داخل شود و يا از هول و وحشت قيامت خلاص شود و يا در حساب عفو و يا تخفيفى پيدا شود (اين مطلب در باره توضيح جمله
اعينونا بالورع
بود كه اعانت مربوط بامور اخروى معنا شد ولى ممكن است گفته شود كه اين جمله اصولا مربوط بشفاعت و امر اخروى نيست، بلكه نظر باين دنيا دارد يعنى شما شيعيان با تقوى و پرهيزگارى خود ما را يارى نموده و از اين راه بما عزت و ارزش بدهيد و مردم را بطرف مكتب ما و مذهب حق جلب كنيد و شما آئينه تربيت ما باشيد و با شيوه صحيح تقوى و پرهيزگارى ترويج تشيع و نصرت مذهب اهل بيت را نموده و حقائق و حقانيت اين مكتب را با اعمال نيك و اخلاق ستوده خود ارائه دهيد نظير جمله
كونوا زينا لنا
). كان له عند اللَّه فرجا
بحسب تركيب نحوى اسم كان ضميرى است كه بورع برميگردد يعنى آن ورع و تقوى خود فرج و گشايشى براى او خواهد بود و بعضى گفتهاند ضمير راجع است بلقاء كه از فعل لقى فهميده مىشود يعنى ملاقات خداوندى فرجى است براى او و فرجا با جيم خبر كان است و بعضى با حاء خواندهاند يعنى ورع و يا ملاقات فرح و سرورى براى او خواهد بود و بهر تقدير تنوين اين لفظ براى تعظيم است يعنى فرج بزرگ و يا خوشحالى عظيمى براى او هست و آيه وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ كه در سوره نساء و الرّسول است و شايد نقل بمعنا نموده و بجاى لفظ الرسول و رسوله گفته براى اشاره بآيهاى كه در سوره نور است وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَخْشَ اللَّهَ وَ يَتَّقْهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ و البته اطاعت و فرمانبردارى از خدا و رسول در صورتى صحيح است كه توأم با تقوى باشد بنا بر اين استشهاد بسوره نور بمنظور اشتراط تقوى است و گفته شده كه منظور از اطاعت خدا و رسول اطاعت آنان است در امور اعتقادى كه بامامت ائمه اطهار ٧ معتقد باشد گر چه ممكن است اعتقاد بامامت همراه با ارتكاب گناه باشد بنا بر اين استشهاد بآيه سوره نساء براى اثبات شفاعت است يعنى كسى كه در امور اعتقادى مطيع خدا و رسول باشد و لو اينكه