ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٨٠ - باب ٥٦ در طاعت و تقوى و ستايش متقين و صفات و علائم آنان و اينكه ميزان ارزش و شرط قبولى عمل تقوى است
را ميپوشاند وَ يَغْفِرْ لَكُمْ گناهان را بخشوده و چشم پوشى ميفرمايد وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ هدايت و نصرت و يارى ميفرمايد.
لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى مسجدى بر اساس تقوى پايه گذارده شده منظور مسجد قبا است كه رسول خدا ٦ تأسيس نمود و در آن ايامى كه در كوى قبا تشريف داشت در آن مسجد نماز مىخواند أَحَقُ براى نماز خواندن سزاوارتر و مقدم است بر مسجد نفاق كه پايگاه كفار و منافقين است. أَ فَمَنْ أَسَّسَ بُنْيانَهُ كسى كه اساس دين خود را عَلى تَقْوى مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٍ بر پايه تقواى الهى و رضاى حق و بر تحصيل خشنودى خدا از طريق عبادت و بندگى پايهگذارى نموده بهتر است يا آن كسى كه اساس و بنيان دين خود را عَلى شَفا جُرُفٍ هارٍ بر پايه باطل كه سخت پوچ و ضعيفترين پايهها و كم دوام و بىبقا است و بر اساس نفاق و دوروئى قرار داده است كه مثل پايهاى است كه در كنار رود بر پايه كرده كه در نهايت تزلزل و عدم ثبات است شفا بمعناى شفير يعنى كنار رود و جرف الوادى يعنى آن قسمت از حاشيه رودخانه كه برخورد سيلها او را تهى كرده باشد و هار بمعناى هائر يعنى بنائى كه در شرف انهدام و ويرانى است فَانْهارَ بِهِ فِي نارِ جَهَنَّمَ چون باطل را بآن بنا و كنار رودى كه سيل او را خورده و زير بنايش خالى شده تشبيه و تنظير نمود از اين جهت فرمود ناگهان اين بناء باطل او را در جهنم افكند پس بنا بر اين آن شخص باطلگرا اساس وجودش را در لب پرتگاه دوزخ قرار داده كه او را در قعر جهنم افكند وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ با صادقين و راستان باشيد در روايات بسيارى وارد شده كه منظور از صادقين ائمه اطهار ٧ است لِقَوْمٍ يَتَّقُونَ از پايان و عواقب كار ميترسند أَ فَلا تَتَّقُونَ آيا از عقاب و عذاب الهى در باره عبادت غير خدا نميترسيد؟ الَّذِينَ آمَنُوا وَ كانُوا يَتَّقُونَ اين جمله بحسب تركيب و قواعد نحوى عطف بيان است براى كلمه اولياء اللَّه كه در آيه پيش است و يا استيناف و مبتدأ است و جمله بعدى (لَهُمُ الْبُشْرى ...) خبر او است لَهُمُ الْبُشْرى فِي الْحَياةِ الدُّنْيا براى آنان هم در دنيا بشارت و مژده هست كه بخوابهاى خوب و خوشحالكننده تفسير شده وَ فِي الْآخِرَةِ و هم مژده و بشارت اخروى دارند كه در اخبار و احاديث تفسير شده بآن مژدههائى كه هنگام مرگ بمؤمن و متقى داده مىشود لا تَبْدِيلَ لِكَلِماتِ اللَّهِ در گفتار و وعدههاى خدا تغيير و خلافى نيست كه اين جمله در وسط كلام بعنوان جمله معترضه ذكر شده ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ اين دو بشارت دنيوى و اخروى همان كاميابى بزرگ است فاصبر بر زحمات و مشقّتهاى رسالت شكيبا باش و تحمل كن إِنَّ الْعاقِبَةَ كه پيروزى در اين جهان و سعادت در آن جهان لِلْمُتَّقِينَ براى اهل تقوى كه از شرك و گناه پرهيز داشتند وَ كانُوا يَتَّقُونَ از شرك و كارهاى زشت إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَ يَصْبِرْ كسى كه تقوى داشته و از