ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٧٩ - باب ٥٦ در طاعت و تقوى و ستايش متقين و صفات و علائم آنان و اينكه ميزان ارزش و شرط قبولى عمل تقوى است
كه قبلا مرتكب شدهاند چشم پوشى كرده وَ لَأَدْخَلْناهُمْ و آنان را ببهشت داخل مينمائيم چون اسلام و ايمان گناهان گذشته را محو نموده و ميشويد هر چند زياد و بزرگ باشد.
وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ از آن خدائى كه باو ايمان داريد بپرهيزيد با اين بيان زيبا و لطيف ترغيب بتقوى مينمايد.
وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ خانه آخرت براى اهل تقوى بهتر است. چون آن خانه و جايگاه هميشگى و لذتها و منافعش از هر گونه رنج و ناراحتى خالص و پيراسته است أَ فَلا تَعْقِلُونَ آيا توجه نداريد كدام يك از اين دو (دنيا و آخرت) بهتر است؟ وَ ما عَلَى الَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسابِهِمْ حساب آن افرادى كه در باره آيات و حقائق دينى گفتگو نموده و ايراد و اشكال ميكنند مربوط باهل تقوى نيست و مسئوليت اينها را ندارند و لكن ذكرى فقط بايد تذكراتى بآنان داده شود لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ باشد كه آنها تقوى را انتخاب نموده و از اين كارها دورى نمايند. لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ از گمراهى و ضلالت و از جدائى از حق و حقيقت بپرهيزيد لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ از اثر پيروى از قرآن و عمل باو مشمول رحمت خداوندى باشيد.
وَ لِباسُ التَّقْوى گفته شده يعنى خوف و ترس از خدا. وَ لِتَتَّقُوا دنبال هشدارهاى پيغمبر ٦ تقوى را پيش گرفته وَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ بوسيله تقوى مشمول رحمت شويد وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا اگر مردمان قرى و قصبات ايمان آورند و از شرك و معصيت پرهيز نمايند لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ خيرات و بركات را بر آنها توسعه داده و از هر طرف وسائل يسر و آسايش را براى آنان فراهم ميكنيم بوسيله بارانهاى مفيد و بموقع و پرورش نباتات و غير اينها. إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ اهل تقوى بهنگام تماس شيطان كه در گرد آنان و در اطراف آنها طواف ميكند و در كمين اضلال و گمراهگرى است تَذَكَّرُوا فرصت بشيطان نميدهند و تحت تأثير وسوسه او قرار نميگيرند و بياد اوامر و دستورات خداوند هستند فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ لغزشگاهها و دامهاى شيطان را مىبينند و خود را از سقوط حفظ مينمايند و در كافى و تفسير عياشى از حضرت صادق ٧ نقل شده كه فرمود اين آيه نظر بحال آن بندهاى دارد كه بفكر گناه مىافتد ولى فورا متذكر خداوند شده و از آن گناه چشم ميپوشد و در تفسير چنين گفته شده كه هنگامى كه شيطان آنها را بياد گناه و معصيت آورده و ترغيب به آن ميكند آنان نام خدا را برده و بياد حق ميشوند و با بصيرت و روشنگرى عواقب شوم و خطرناك گناه را مىبينند.
يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً يكى از ثمرات تقوى هدايت و راهيابى درونى و قلبى است كه با اين حالت حق و باطل را از هم تشخيص ميدهند، و در تفسير است كه خداوند علم و دانش و بينشى عنايت ميفرمايد كه حق و باطل را از هم جدا ميكند وَ يُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ زشتىها