ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٦٥ - باب ٥٥ در موضوع مخفى داشتن عبادت و مذموميت شهرت بعبادت
عبادت ميكنند.
حبّا له
يعنى چون خدا را دوست دارند عبادتش ميكنند و البته دوست در مقام تحصيل رضايت و خشنودى محبوب است و يا باين معنا كه خداى خود را عبادت مينمايد تا در نتيجه بمقام و درجه محبين و دوستان خدا نائل شده و بمحبت و دوستى پروردگار جهان برسد ولى معناى اول بهتر و روشنتر است.
فتلك عبادة الأحرار
اين عبادت آزادگان است يعنى مردانى كه از بندگى شهوات و اميال نفسانى آزادند و طوق و زنجير اطاعت و پيروى از نفس اماره كه هميشه در مقام تامين لذتها و شهوتها است از گردن خود باز كرده و رها نمودهاند و اينان در عبادت بجز رضايت و خشنودى خداوند آگاه باسرار و درونها و تحصيل قرب و نزديكى بخداى كريم و بخشنده غرض و مقصدى ندارند و هيچ نظرى به بهشت و دوزخ در نيت اينها نيست. و افضل و برتر بودن اين گونه عبادت بر اقسام ديگران بر صاحبان بينش پوشيده نيست. و ضمنا از اينكه بصيغه اسم تفضيل اين عبادت معرفى شده
(افضل العبادة)
به دست مىآيد كه آن دو قسم عبادت هم عبادت صحيحى است و داراى فضيلت و ارزش است نهايت اينكه بپايه اين گونه عبادت نميرسد و اين حديث دليل روشنى است در مقابل آن كسانى كه ميگويند عبادتى كه بانگيزه ترس از عقاب و يا رسيدن بثواب باشد (باطل است).
١٣- كافى ... سكونى از حضرت صادق ٧ نقل كرده كه رسول خدا ٦ فرمود:
چه زشت و ناگوار است فقر و تهيدستى پس از دوران ثروت و مالدارى و چه زشت و بد است خطا و گناه پس از سپرى شدن ايام مسكنت و بىچيزى
(و ما اقبح الخطيئته بعد المسكنة)
و زشتتر از اين كسى است كه مشغول عبادت بوده و سپس آن روش را كنار گذارد و عبادت را رها كند.
بيان
ما اقبح الفقر بعد الغنى
شايد منظور حضرت زشت و بد بودن فقر بعد از مالدارى از نظر مردم باشد گر چه نزد خدا فقر و بىچيزى ممدوح و پسنديده است و يا اينكه مقصود آن گونه فقر و تهيدستى است كه انسان از جهت اسراف و ولخرجى و يا از جهت ترك كسب و كار و امثال و نظائر اين با دست خود اين بلا را براى خود فراهم كرده باشد و يا اينكه منظور نحوه زندگى فقيرانه باشد كه انسان با اينكه پول و ثروت و تمكن دارد ولى از لحاظ لباس و خوراك خود و عائلهاش سختگيرى كرده و مانند فقرا، و تهيدستان زندگى كند.
بر طبق جمله بعدى كه فرمود
و اقبح الخطيئة بعد المسكنة
كه ظاهرا مقصود از اين جمله اين است كه پس از پيدايش حالت فقر و تهيدستى تمايل بگناه و ارتكاب معصيت بسيار زشت و ناپسند است از جهت اينكه وسائل گناه و فراهم نمودن مقدمات معصيت براى