ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٦٣ - باب ٥٥ در موضوع مخفى داشتن عبادت و مذموميت شهرت بعبادت
آنچه كه مضر و منافى با اين حالت است علاقه قلبى و دلباختگى باين امور است.
١١- كافى ... عيسى بن عبد اللَّه بحضرت صادق ٧ عرضه داشت: فدايت شوم عبادت چگونه بايد باشد؟ فرمود اطاعت فرامين خدا با نيت حسنه و نيك از آن طرق و راههائى كه خود معين نموده و اطاعت الهى از آن وجوه انجام مىشود اى عيسى هنگامى ايمان تو صحيح و مورد قبول حق است كه ناسخ را از منسوخ بشناسى عرض كردم راه شناختن و تشخيص ناسخ از منسوخ چيست؟ فرمود آيا در برابر دستور امام تسليم كامل نيستى و آماده انجام فرمان او با كمال حسن نيت نيستى؟ و اگر اين امام از دنيا رحلت نمود و امام بعدى جانشين او شد آمادگى تام و حسن نيت در اطاعت او ندارى؟ عرضه داشتم چرا (قطعا در برابر امام تسليم هستم) فرمود همين است شناختن ناسخ از منسوخ.
بيان و توضيح
(حسن النّية بالطّاعة)
ظاهرا معناى اين جمله اينست كه عبادت صحيح و قبول شده آن عبادتى است كه با نيت پاك و نيك و از هر گونه شائبه ريا، و خود نمائى و نظائر آن خالص باشد و با پيروى از دستورات ائمه و پيشوايان بر حق ٧ انجام شود و ترتيب و كيفيت آن از همان وجوه و راههائى كه اطاعت خدا از آن طرق مىشود گرفته شود يعنى بدعت و بسليقه و راى خود نباشد، بلكه با ادله و براهين منطقى و بر حق و آثار و اخبار وارده صحيحه تطبيق نموده و يا اينكه اطاعت شخص باستناد دلائل و براهين روشن و واضح باشد كه در نتيجه از پيروى و انجام دستورات رهبران كفر و ضلالت اجتناب و دورى نموده باشد. و يا معنا اين باشد كه در انجام فرمان افرادى كه لازم الاطاعه هستند عزم راسخ و استوار داشته و در عين حال از طريقه مقرره در اطاعت عبادات خود را انجام دهد و بدعت و اعمال سليقه و رياء و خودنمائى را در اعمال خود داخل ننمايد و اين معنا با جملات بعدى كه در حديث هست مناسبتر است (كه در باره تسليم در برابر دستور ائمه عليهم السّلام صحبت شده) و گفته شده معناى اين جمله اين است كه انسان در اطاعت و فرمانبردارى معبود خود داراى حسن نيت باشد (نيّتش اين باشد كه تمام دستورات معبود خود را بطور كامل و بانگيزه خالص انجام دهد) بنا بر اين اگر توانست و فرصت اجازه داده كه بر طبق اين نيت حسنه خود اعمال را انجام دهد چه بهتر و گر نه آن مقدار از عبادت كه بر او واجب بوده با حسن نيت انجام داده است.
أ ليس تكون ...
كه در توضيح شناخت ناسخ و منسوخ فرموده. اين بيان با تفسيرى كه در آيه شريفه ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها وارد شده موافق و مؤيد آن است چون در اخبار و احاديث تفسير آيه فوق چنين آمده كه منظور از نسخ و بردن آيه و آوردن آيه ديگرى بهتر از آن و يا نظير آن بردن امامى از دنيا و انتصاب امام بعدى بجاى او كه آن امام بعدى بهتر و يا مانند امام