ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٥٣ - باب ٥٤ در باره اخلاص و معناى قرب و نزديكى خداوند متعال
همچنان كه خداى ازلى فرموده: تمام اهل عمل در معرض هلاكت هستند مگر عملكنندگانى كه عملشان بعنوان عبادت باشد و همه عبادتكنندگان هم در معرض هلاكتند مگر آنهائى كه عبادتشان بر پايه علم و دانش باشد و دانشمندان هم همگى در معرض هلاكت هستند جز اهل صدق و راستى و اينان نيز در معرض خطرند جز اهل اخلاص و مخلصين نيز در خطرند مگر آنان كه اهل تقوى و پرهيزگارى باشند و اهل تقوى هم در معرض هلاكتند مگر آنان كه داراى حالت يقين باشند و اهل يقين هم بنوبه خود در خطر بزرگى هستند (إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي) و خداوند بپيغمبرش فرموده: وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ حجر ٩٩ پروردگار خود را عبادت كن تا دم مرگ و آخرين نفس كه در آن وقت عين اليقين پيدا مىشود و همه چيز منكشف و روشن ميگردد و تمام حجابهاى دنيوى و مادى بكنار رفته و حقائق هستى روشن و آشكار خواهد شد و كمترين حد اخلاص اين است كه بنده تمام امكانات خود را صرف نموده و در راه اطاعت حق حد اكثر كوشش را بنمايد و در عين حال براى اعمال خود ارزشى قائل نشود كه در مقابل آن توقع مزد و پاداشى از خدا داشته باشد و خدا را مكلف و ملزم بايفاء آن بداند چون ميداند اگر بنا شود كه خدا حق عبوديت و بندگى را از او مطالبه نمايد قطعا عاجز و ناتوان خواهد بود. و كمترين اثر و نتيجه اخلاص در دنيا سالم بودن از جميع معاصى و آلوده نشدن بگناه است و اثر اخروى آن نجات يافتن از آتش و رسيدن و كاميابى از بهشت است.
١٩- تفسير امام ٧ حضرت جواد ٧ فرمود: بالاترين و بهترين عبادت اخلاص در عمل است. و حضرت هادى ٧ فرمود: اگر چنانچه تمام مردم در مسير و جهتى باشند من روش اخلاص در عبادت را خواهم داشت. و حضرت عسكرى فرمود اگر فرضا تمام آنچه در دنيا هست بصورت يك لقمه غذائى بشود و من آن را بخورانم بكسى كه اخلاص در عبادت دارد هنوز هم فكر ميكنم كه در اداء حق او كوتاهى كرده باشم و اگر كافر را بطور كلى از آنچه كه در دنيا هست بازدارم و جلوگيرى كنم تا از اثر گرسنگى و تشنگى بميرد و من فقط يك جرعه آب باو بنوشانم تصور ميكنم كه اسراف نمودهام و اين مقدار حق ندارد چون خداوند هر چه نعمت دارد براى كسى كه او را مىشناسد و حق بندگى را انجام ميدهد آفريده و منكران خدا در نعمتهاى او حقى ندارند.
٢٠- فلاح السائل ... مردى گويد بمعاذ بن جبل گفتم براى من حديثى را كه خود از رسول خدا ٦ شنيدهاى و ضبط نموده و هر روز متذكر آن هستى و از احاديث قابل دقت است بازگو نما معاذ گفت بسيار خوب ولى شروع بگريه كرد گفتم خاموش شو و بگو سپس با صداى بلند گفت پدر و مادرم فداى پيغمبر باد.