ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٥٢ - باب ٥٤ در باره اخلاص و معناى قرب و نزديكى خداوند متعال
درهم خود آمد و من هيجده هزار درهم باو پرداختم. خدايا اگر اين عمل من فقط از لحاظ ترس از ذات مقدس تو بوده اين سنگ را از در غار برطرف فرما، كه ناگهان از اثر جنبش سنگ مقدار زيادى از در غار باز شد بطورى كه داخل غار روشن شده و يك ديگر توانستند به بيند.
سومى گفت خداوندا تو خود ميدانى كه من يك زمانى ظرفى از شير براى پدر و مادر خود آوردم ولى وقتى كه آمدم آنها خواب بودند خواستم شير را در همان محل بگذارم و بروم. فكر كردم مبادا حيوانى و حشرهاى داخل شير شود و ضمنا دوست نداشتم آنها را از خواب بيدار كنم كه ناراحت شوند و بهمان حال شير در دست ماندم تا وقتى كه از خواب بيدار شدند و شير را آشاميدند خدايا اگر ميدانى كه اين عمل را فقط براى رضاى تو انجام دادم اين دشوارى را از ما برطرف فرما كه ناگهان سنگ غلطيد و راه خروج كاملا براى آنها باز شد سپس پيغمبر ٦ فرمود هر كس با خدا از راه صدق و خلوص معامله نمايد نجات مىيابد.
١٨- مصباح الشريعه حضرت صادق ٧ فرمود: نتائج اعمال انسان از راه اخلاص بدست مىآيد و كليد اخلاص قبولى عمل و امضاء و پذيرش آن رضا و خشنودى حق است.
بنا بر اين شخص مخلص آن كسى است كه خداوند عملش را پذيرفته و از او راضى باشد گر چه از لحاظ كميت و مقدار عملش اندك باشد ولى آن كس كه اعمالش پذيرفته نباشد چنين شخصى داراى اخلاص نيست گر چه اعمال زياد و كارهاى فراوانى داشته باشد.
شاهد اين مطلب وضع آدم أبو البشر و ابليس است كه حضرت آدم با اينكه عملش خيلى زياد و چشمگير نبود ولى همان توبه و انابه اندك او چون با اخلاص بود پذيرفته شد و خدا هم از او راضى گشت ولى شيطان با آن عبادت متمادى كه ساليان دراز مشغول پرستش حق بود چون توأم با اخلاص نبود و بخود بنظر عظمت و بزرگى مينگريست ملعون و مطرود شد و نشانه قبول و پذيرش اين است كه انسان در راه پيمودن مسير حق چنان مستقيم و پايدار باشد كه از تمام علائق و خواستههاى خود صرف نظر نمود، و همه چيز را در اين راه فدا نمايد و اين استقامت عملى توأم با علم و بينش باشد كه هر گونه حركت و سكون و هر قدمى كه برميدارد سنجيده و با تشخيص كامل باشد. بنا بر اين شخص با اخلاص روح و جان خود را در آتش عشق حق ذوب نموده و در طريق معرفت و شناخت حق و پيگرد عملى دل و جان را نثار مينمايد و اگر انسان بچنين مقامى رسيد همه چيز را بدست آورده ولى اگر اين استقامت عملى و اين شعور و بينش علمى را بدست نياورد همه چيز را از دست داده و همين است معناى حقيقى توحيد كامل كه از هر نقصى منزه و پيراسته است