ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٤٥ - باب ٥٤ در باره اخلاص و معناى قرب و نزديكى خداوند متعال
طبيعت و خوى و اخلاقى كه دارا شده و بآن خو گرفته عمل ميكند كه ابن عباس چنين گفته است و گفته شده يعنى بر طبق طريقه و روشى كه بآن عادت نموده و گفته شده يعنى به آن طورى كه در نظرش با حقيقت بيشتر تطبيق مينمايد و بحق نزديكتر است عمل مينمايد كه جبائى چنين گفته است و لذا خداوند فرموده فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدى سَبِيلًا سوره اسرى ٨٤ يعنى او ميداند كدام يك از دو گروه در مسير هدايت هستند و كدام يك در طريق ضلالت و گمراهى و گفته شده اين آيه بمعناى اين است كه خدا بهتر از همه ميداند كه كدام دين بر صواب و حق است و چه طريقه و روشى از همه نيكوتر است و بعضى از اهل لسان و ادب گفته است كه اين آيه اميد بخشترين آيات قرآنى است چون (اكنون كه خدا داناتر از همه است) سزاوارتر و مناسبتر بكرم وجود او اين است كه از بندگان خود عفو و گذشت نمايد و او هم چنين عمل خواهد كرد (تمام شد كلام شيخ بهائى) و امكان دارد كه نيت را در اين مورد بمعناى سوم آن (تصميم و عزم بر فعل) گرفت گر چه از لحاظ سياق و جملات حديث اين معنا بعيد است و بعدا مطالب بيشترى در باب نيت و در باب رياء خواهد آمد.
٧- كافى ... ابن عينيه گويد از حضرت صادق ٧ تفسير آيه شريفه إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ سوره شعراء ٨٩ را سؤال نمودم فرمود قلب سالم آن دلى است كه در روز قيامت چون خداى خود را ملاقات مينمايد در آن دل بجز خدا هيچ چيز ديگرى وجود نداشته باشد و فرمود هر دلى كه در آن شرك و يا شائبه شك و ترديدى باشد ارزش ندارد و از اعتبار ساقط است و دستور زهد و دل بسته نبودن بندگان خدا بدنيا براى اين جهت است كه دل انسان گرايش كامل براى امر آخرت پيدا كند
(انّما ارادوا الزّهد في الدّنيا لتفرغ قلوبهم)
. بيان اين آيه شريفه دنبال آياتى است كه خداوند در آن آيات گفتار ابراهيم خليل ٧ را نقل ميفرمايد كه چنين ميگويد ... وَ لا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ كه مرحوم طبرسى در تفسير اين آيه ميگويد: يعنى بار الها مرا رسوا مگردان و مرا بگناه توبيخ و سرزنش مكن در آن روزى كه همه مردم بر انگيخته و محشور مىشود و اين گونه دعا و استدعا، از ابراهيم خليل با آنكه انبياء از گناه و عمل زشت مصون و معصوم هستند بعنوان انقطاع و بريدن پيوند و اتصال از غير خدا و توجه كامل بسوى او است بعدا حضرت آن روز عظيم و بزرگ را توصيف مينمايد باين بيان يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ يعنى روزى كه نه مال و نه فرزندان هيچ چيز بحال انسان سودى و نفعى ندارد زيرا براى شخص ثروتمند امكان ندارد كه با دادن مال خود را از شدائد و حوادث ناگوار آن روزها سازد و همچنين فرزندان انسان