ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٣٨ - باب ٥٤ در باره اخلاص و معناى قرب و نزديكى خداوند متعال
اسم مصدر بقيا مىشود (تمام شد حرف قاموس). حاصل مطلب اينكه مراقبت و محافظت بر عمل هنگام شروع و بعد از شروع تا موقع تمام شدن عمل و پس از آن تا موقع مرگ تا اينكه كاملا در تمام اين مواقع از هر گونه شائبه نقص و فساد خالص و پاك و مصون بماند.
از خود عمل مهمتر و سختتر است كما اينكه در باب رياء خواهد آمد كه از حضرت باقر ٧ نقل شده كه فرمود ابقاء بر عمل از خود اصل عمل دشوارتر است سؤال شد ابقاء بر عمل يعنى چه؟ فرمود مثلا كسى صله رحم ميكند و يا مالش را براى خداوند بىشريك و در راه خدا انفاق مينمايد در اين صورت صله رحم و انفاق سرى و پنهانى براى او ضبط مىشود ولى بعدا اين شخص عمل خود را بازگو ميكند صدقه و صله پنهانى از نامه عملش محو و نابود شده و بجاى آن صدقه آشكار (كه ارزشش كمتر است) ثبت ميگردد سپس باز اين شخص عملش را براى ديگران ميگويد در اين صورت آن صدقه آشكار هم محو گرديده و بجاى آن عمل ريائى نوشته مىشود. و كسى كه معناى حقيقى نيت را بفهمد ميداند كه اخلاص نيت از تمام كارها دشوارتر است كه تحقيقش بعدا خواهد آمد.
سپس حضرت در اين حديث معناى عمل خالص را توضيح داده كه آن عملى است كه در ازاء آن توقع هيچ گونه تشكر و ثنائى از غير خدا نباشد نه هنگام انجام عمل و نه پس از آن يعنى از هر گونه رياء و خودنمائى خالص و پاك باشد و گفته مىشود كه اگر سرور و خوشحالى انسان از اين نظر باشد كه خداوند عملش را قبول فرموده چون نيكوكارى اين شخص را براى مردم آشكار فرموده و او را محبوب در نظر مردم نموده كما اينكه در حديث قدسى وارد شده. اى انسان مستور ساختن اعمال نيكت بر تو است و بر من است كه اظهار و آشكار نمايم او را. و يا از اين نظر كه از آشكار ساختن خدا عمل او را در دنيا متوجه گردد كه قطعا در آخرت هم آشكار خواهد ساخت (پس عمل من قبول است) و يا از اين نظر كه مردم باطاعت دستور خدا راغب و شائقند و در اعماق دل آنها و فطرت آنها ميل و علاقه به خوبى هست (كه نيكان را تمجيد و تعريف ميكنند از اين جهات خوشحال و مسرور شود) اين گونه خوشحالى خلل و ضررى باخلاص نميزند فقط در صورتى مضر و منافى با اخلاص است كه براى بلندى مقام و ارتقاء درجه در نظر مردم و بزرگ شمردن او و دستيابى بمنافع و فوائد از مردم باشد كه البته در اين صورت رياكار و مشرك بشرك خفى خواهد بود و اعمالش تباه خواهد شد. البته اين سخن راه تصحيحى دارد و از جهتى درست است ولى مشكل است كه نفس انسانى حالت واقعى خود را آنچنان كه هست بانسان ارائه دهد (كه سرور و خوشحالى از ريشه رياء سرچشمه نگرفته) چون حيلهها و نيرنگهاى نفسانى بقدرى قوى و دغل باز است كه فقط اولياء خاص خداوند ميتوانند از شر آن نجات يافته و مصون بمانند.