ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٢٦ - باب ٥٤ در باره اخلاص و معناى قرب و نزديكى خداوند متعال
مردم او را در قبال انجام آن مدح و تمجيد نمايند. و از اين جهت است كه مستحب و شايسته است انسان صدقات و انفاق خود را بوسيله شخصى ديگر بفقراء برساند. مبادا گيرنده صدقه تعظيم و احترام مخصوصى براى او معمول بدارد براى خود دارى از اين محذور صدقه را با دست غير بدهد و از پيغمبر اكرم ٦ روايت شده: كه خداوند متعال فرموده من از تمام شريكها بىنيازترم اگر كسى در عمل خود ديگرى را شريك من قرار دهد من از چنين عملى بىنيازم و آن را تماما براى همان شريك واگذار ميكنم و اين روايت را مسلم (يكى از صاحبان صحاح سته) در صحيح خود نقل نموده. عباده بن صامت و شداد بن اوس گويند. ما شنيديم از رسول خدا ٦ كه مىفرمود: هر كس براى خودنمائى و رياء نمازى بخواند قطعا شرك ورزيده و كسى كه روزه ريائى بگيرد قطعا شرك ورزيده سپس حضرت همين آيه را قرائت فرمود و در حديث وارد شده كه حضرت رضا ٧ روزى بر مامون وارد شد ديد مامون مشغول وضو گرفتن است و غلامى هم آب بدست مامون ميريزد حضرت فرمود مأمون: در عبادت خدا ديگرى را شريك نكن مامون آن غلام را برگردانيد و خود شخصا وضو را تمام كرده و گفته شده كه اين آيه آخرين آيات از قرآن است كه بر پيغمبر ٦ نازل شده (تمام شد كلام طبرسى).
و من ميگويم: اين روايت اخيرى دلالت بر اين دارد كه منظور از شرك در اينجا كمك گرفتن ديگرى است در انجام عبادت (اين مقدار كمك كه مثلا كسى بدست انسان در موقع وضو آب بريزد) ولى اين مطلب با اخبار و احاديث ديگر منافات دارد (چون از نظر اخبار و مدارك احكام اين اندازه كمك و شركت اشكال ندارد) و اگر بخواهيم جمع بين آنها نمائيم و بهر دو رقم اخبار عمل كرده باشيم بايد بگوئيم كه اين روايت نظر بآن اخلاص تام و كامل دارد كه انسان نه در قصد و نيت خود نظرى بغير خدا داشته باشد و نه در انجام عمل و پيكره فعل ديگرى را شريك و كمك خود قرار دهد.
إِنَّهُ كانَ مُخْلَصاً در مجمع گويد يعنى عبادت خود را خالص براى خدا نموده و يا خود را بمنظور اداء و انجام رسالت الهى خالص گردانيده كه فقط در انجام رسالت كار خود را قرار داده وَ قَرَّبْناهُ نَجِيًّا و او را نزديك و مقرب خود نموديم در حالى كه موسى كليم و هم سخن ما و مناجاتكننده با ما است و ابن عباس گويد خدا او را مقرب ساخت و با او سخن گفت و معناى نزديك كردن اين است كه سخن خود را بگوش او رساند و گفته شده او را بعالم بالا برد و نزديك نمود بطورى كه صداى آن قلمى كه تورات با او نوشته شده بود شنيد (نويسنده توراه و آن الواح چه كسى بوده و كيفيت نوشتن چگونه بوده قطعا باين نحوى كه معمول و متداول بين ما است نبوده خصوصيتش را نميدانيم همين اندازه