ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٢٤ - باب ٥٤ در باره اخلاص و معناى قرب و نزديكى خداوند متعال
قصدم را حَنِيفاً يعنى با كمال اخلاص روى گردان از شرك بطرف اخلاص وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ از شرك خفى و جلى از هر دو بدورم قُلْ إِنَّ صَلاتِي خطاب برسول خدا ٦ است وَ نُسُكِي در مجمع البيان گفته منظور از نسك كه بمعناى عبادت است دين است و يا بطور كلى عبادت و يا ذيحجه و قربانى حج و عمره وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي يعنى زندگى و مرگم همه و همه براى خدا و در راه او است و اينكه هم از نماز كه فعل و عمل خود انسان است و هم از حيات و زندگى كه فعل خدا است نام برده و هر دو را جمع نموده از اين نظر است كه هر دوى آنها (تكوين و تشريع) بتدبير و اراده خدا است و گفته شده معنا اين است كه نماز و نسك من بعنوان عبادت براى او و مال او است و حيات و ممات من تحت قدرت او و ملك او است و گفته شده يعنى عبادات من چون با راهنمائى و لطف او است از آن او است و حيات و ممات من چون با تدبير و اراده و آفرينش او است پس آنها هم از آن او است و گفته شده محياى و مماتى يعنى اعمال صالحهاى كه مربوط بحال حيات و زندگى است از طاعات و عبادات و اعمالى كه مربوط بحال مرگ و پس از مرگ است از قبيل حسن عاقبت و وصيت بخيرات و وجوه بر: تمام اعمالم براى خدا است كه اشاره باين نكته است كه نبايد انسان در حال حيات براى تامين شهوات و خواستههاى خود و مرگش بنفع وراث و بازماندگان باشد، بلكه لازم است هم اعمال مربوط بحيات و حال زندگى و هم اعمال و حالت پس از مرگ همه براى خدا و در راه او باشد.
لا شَرِيكَ لَهُ يعنى در الوهيت و خدائى دومى و مثل و مانند ندارد و يا در عبادت شريك و انبازى ندارد و يا در خلق و ميراندن و زنده كردن شريكى ندارد وَ بِذلِكَ أُمِرْتُ و اين برنامهاى است كه پروردگار من دستور داده است وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ و در ميان اين امت اول مسلمانم.
و ممكن است منظور از جمله مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ اين باشد كه من در اراده و خواست خود تابع اراده و خواست خدا هستم هر حالتى را براى من پسندد من هم همان حالت را خواسته و مىپسندم حتى راجع بمرگ و حيات اگر خدا حيات و زنده ماندن را برايم ميخواهد من هرگز مرگ را نميخواهم و حيات و زندگى را ميخواهم و اگر مرگ مرا اراده كرده من هم بهيچ وجه از مرگ كراهت و ناراحتى ندارم و حيات و زندگى را مايل نيستم.
يُرِيدُونَ وَجْهَهُ مرحوم طبرسى گفته يعنى طالب ثواب الهى بوده و بمنظور تحصيل رضا و خشنودى خدا عمل خود را انجام داده و چيزى را هم عدل و برابر خدا در هدف قرار نميدهند كه عطا چنين گفته و زجاج گفته كه خدا گواه بر صدق نيت آنان است و ميداند كه آنان در اين جهت داراى اخلاص هستند يعنى آن راهى كه خدا دستور آن را