ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢١٩ - باب ٥٤ در باره اخلاص و معناى قرب و نزديكى خداوند متعال
بگو من فقط پروردگار خود را مىخوانم و عبادت ميكنم و هيچ كس را شريك او نميسازم.
دهر ٩ إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً.
ما فقط بمنظور جلب رضا و خشنودى خدا بشما غذا ميدهيم و هيچ گونه توقع پاداش و سپاس از شما نداريم زيرا ما از خداى خود ميترسيم از آن روزى ميترسيم كه چهرهها گرفته و سخت درهم رفته است.
ليل ١٧ ... وَ سَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى الَّذِي يُؤْتِي مالَهُ يَتَزَكَّى وَ ما لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَةٍ تُجْزى إِلَّا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلى و آن كس كه تقوى و پرهيزكاريش بيشتر باشد از آتش دوزخ بدور است آن كس كه براى پاك ساختن خود و اموال خود مالش را در راه خدا ميدهد و هيچ كس نعمت و ثوابى بعنوان پاداش نزد خدا ندارد مگر آنان كه براى تحصيل رضاى حق و خداوند بزرگ قدمى بردارند.
بيّنه ٥- وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ حُنَفاءَ.
و هيچ گونه امر و دستورى ندارند بجز اينكه خدا را عبادت نمايند با كمال اخلاص در دين و ميل و پيوند بحق و دورى از باطل.
تفسير إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ يعنى عبادت ما مختصرى بتو است و فقط از تو يارى و نصرت ميخواهيم و منظور اين است كه در تمام كارهاى خود استعانت ميجوئيم و يا در انجام عبادت مدد ميطلبيم و اينكه ضمير جمع و متكلم مع الغير آمده با اينكه عبادتكننده و نماز گذار خود تنها هم باشد از اين جهت است كه خود و ملائكه همراه او منظور است و يا تمام شركتكنندگان در صفوف جماعت و يا خودش و ديگر خدا پرستان همه با هم مقصودند كه عبادت خود را در عبادت ديگران داخل ميكند و حاجت خود را با حاجت آنان آميخته و مخلوط مينمايد باميد اينكه ببركت آنها عبادتش قبول و حاجتش روا شود.
و از اين نظر نماز جماعت دستور داده شده و اينكه مفعول بر فعل مقدم شده با اينكه جاى مفعول بعد از فعل است بمنظور تعظيم و اظهار عظمت خداى معبود و اهميت بيشتر باو دادن و بمنظور بيان انحصار عبادت و پرستش خود براى خدا و گفته شده براى هضم نفس و نديدن خود بهنگام عبادت چون اگر ابتداء بمعبود نميكرد و اول از عبادت خود نام ميبرد (نعبدك ميگفت) به ذهن مىآيد كه خود و عمل خود را ميبيند و اهتمامى بآن ميدهد و لذا براى گم كردن خود اول متوجه معبود مىشود علاوه بر اين بعد از اياك نعبد فورا ميگويد و اياك نستعين از اين نظر كه همين توفيق عبادت هم بيارى و عنايت تو است و گفته شده و او و ايّاك حاليّه است يعنى عبادت و ما در حال اعانت و يارى تو است و در