ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ٢٠٧ - باب ٥٣ در باره نيت و شرائط آن و مراتب و درجات آن و ارزش و ثواب آن و اينكه عمل قبول شده بسيار كم و نادر است
نمود يا اينكه گفته شود مورد اين احاديث عفو و بخشش نسبت باهل ايمان است و اين مسأله خلود مربوط بكفار است. و ضمنا ممكن است از اين روايت مورد بحث (پنجم كه نقل شد) اين استفاده بشود كه هر آن كافرى كه كفرش ريشهدار نشده و در عمق روحش رسوخ پيدا نكرده و بازگشت به توبه و ايمان در حقش امكان دارد چنين شخصى بحال كفر نخواهد مرد و بالاخره موفق مىشود و ميگويم من از اين احاديث ممكن است استفاده شود كه عزم و نيت معصيت خود يكنوع معصيت و گناه است كه استحقاق عقاب و كيفر دارد نه اينكه تصور شود تصميم گناه گناه نيست البته گناه است ولى خداى مهربان اين گناه را مورد عفو و بخشش قرار داده براى اهل ايمان و اين مطلب از بيانات مرحوم محقق طوسى در تجريد در مسأله اينكه آيا اعمال انسان مخلوق او است يا نه استفاده مىشود چون مرحوم محقق در آنجا تعبيرش چنين است (كه اراده و تصميم عمل زشت و قبيح است) پس معلوم مىشود ايشان اراده و نيت حرام را عملى قبيح و حرام ميداند و از كلمات اكثر علماء و بزرگان هم بدست مىآيد كه نيت حرام، حرام و قبيح است فرقى نيست كه آن اراده و نيت تام و تمام باشد كه دنبالش عمل حرام هم انجام شود و يا ناقص كه آن عمل دنبالش نيايد و خارجا مرتكب آن گناه نشود ولى از نظر آنها مسلم است كه اگر همراه نيت عملى انجام نشود البته مورد عفو واقع مىشود كما اينكه اخبار و احاديث كه پارهاى از آنها بعدا گفته مىشود دلالت بر آن دارد و اگر همراه نيت عملى هم انجام شود شايد بتوان گفت در اين صورت هم خود نيت عقاب و كيفرى ندارد و كيفر براى انجام عمل است و بعضى از علماء ادعاى اجماع و اتفاق نموده كه ارتكاب معصيت بيش از يك گناه حساب نميشود و خيلى بعيد است كه در مورد انجام معصيت دو گناه واقع شده باشد يك گناه از نظر اراده و نيت و گناه دوم از نظر انجام خود عمل.
بنا بر اين منافاتى (كه بين حرف مرحوم محقق كه گفت اراده و نيت قبيح، قبيح است و بين حرفى كه مشهور و معروف است كه خداوند متعال در برابر نيت حرام عقاب و كيفر نمىكند و عقاب و كيفر فقط در برابر انجام عمل است) بچشم ميخورد مندفع و مرتفع ميگردد و تاويل و توجيهى كه بعضى در اين مورد نمودهاند كه منظور از عقاب نداشتن بر نيت اين است كه آن كيفر مخصوص كه براى انجام خود عمل است نيت عمل آن كيفر مخصوص را ندارد نه اينكه اصلا كيفرى نداشته باشد البته در مورد نيت عمل خير همان پاداشى كه انجام عمل خير دارد نيت خير و تصميم طاعت هم همان پاداش را دارد. اين توجيه صحيح و درست نيست چون آنچه كه از احاديث بدست مىآيد اين است كه نيت قبيح اصلا عقاب و مؤاخذهاى ندارد و از آن طرف هم اجماع داريم كه پاداش عمل خير را