ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١٩٦ - باب ٥٣ در باره نيت و شرائط آن و مراتب و درجات آن و ارزش و ثواب آن و اينكه عمل قبول شده بسيار كم و نادر است
قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ سوره احزاب ٤ خداوند متعال دو دل (و دو گونه علاقه قلبى) در صندوق سينه هيچ كس قرار نداده است.
دنيا و آخرت مانند دو هو و ضد يك ديگرند عشق و علاقه به هر دو ممكن نيست كسى كه محبت و علاقه بمال و ثروت دنيوى در دلش رسوخ پيدا كرده و ريشهدار شده فكر و خيالش در آن غوطهور است و قواى جسمى و نيروى خود را در تحصيل آن صرف مينمايد و هر كار و عملى كه انجام دهد هدف حقيقى و مقصد اصلى او دستيابى بامور دنيوى است و اگر چيز ديگرى بگويد و از آخرت و امور آن جهان دم زند دروغ ميگويد و ادعاى كاذبى بيش نيست و لذا دائما دنبال كارهائى ميرود كه سود دنيوى و منافع ماديش بيشتر باشد و اطاعت و عبادت را كه موجب قرب و نزديكى بخداوند متعال است چندان مورد توجه قرار نميدهد و همچنين كسى كه عشق و علاقه به جاه و مقام و حب رياست در دل دارد تمام كارهايش در راه رسيدن باين مقصود است و همين طور اغراض و اهداف پوچ ديگر بنا بر اين اگر انسان بخواهد عملش را جدا و حقيقتا براى خدا انجام دهد و آن را از انگيزه دنيوى خالص نمايد و بمنظور جلب رضاى خدا و رسيدن به مزاياى آخرت بجا آورد راهى ندارد جز اينكه محبت و علاقه باين گونه امور را از دل بيرون كند و قلب خود را از آنچه باعث دورى از خدا مىشود پاك و پاكيزه گرداند: و نيت و انگيزهاى كه ممكن است در عمل باشد بسيار مختلف و گوناگون و داراى مراتب و درجاتى است بعضى از آنها طورى است كه بكلى عبادت و عمل را باطل و فاسد ميكند بعضى از آنها ملاك و ميزان صحت و درستى عمل است- بعضى از آنها موجب كمال عبادت شده و ارزش بيشترى بآن ميدهد كه خود اين مراتب و درجاتى دارد (عبادت كامل و كاملتر و كاملتر از او ...) اما آنچه كه عمل انسان را تباه و فاسد ميسازد عبارت از رياء و خودنمائى است كه تمام عمل را بعنوان ريا و خودنمائى انجام دهد و هيچ انگيزهاى در هيچ يك از اجزاء عبادت جز ريا نداشته باشد بگونهاى كه اگر ديگران اين عمل را نبينند و نفهمند اصلا انجام نميدهد بدون ترديد چنين عملى باطل و نه تنها استحقاق پاداش ندارد، بلكه كيفر و عقاب دارد طبق آيات و احاديث فراوان. ولى اگر هم ريا و خود نمائى و هم قصد قربت و انگيزه الهى هر دو باشد و رياء ضمنى باشد و داعى قربت و انگيزه الهى محرك اصلى بطورى كه اگر رياء و ديدن ديگران هم در كار نبود باز هم اين عمل را بجا مىآورد البته اين صحت چنين عملى خالى از اشكال نيست و بعيد نيست كه صحت داشته باشد. و اگر در بعضى از كيفيتهاى مستحبى عبادت و نحوه انجام آن اعمال رياء و خودنمائى شود مانند اينكه وضوى خود را بمنظور رياء خيلى كامل و تام و تمام بجا آورد و يا نمازش را طولانى كند اشكال بيشترى در صحت عبادت