ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١٨٨ - باب ٥٣ در باره نيت و شرائط آن و مراتب و درجات آن و ارزش و ثواب آن و اينكه عمل قبول شده بسيار كم و نادر است
اميد داده و وعده و تهديد نموده اگر اين چنين انگيزهها موجب بطلان و فساد عبادت باشد اين ترغيبها و تهديدها و وعده و وعيدهاى الهى عبث و بيهوده بلكه بر خلاف غرض و هدف عبادتى است.
و نيز مىبينيم اولياء خدا گاهى از اوقات خودشان تصريح داشتند كه پاره از عباداتشان بمنظور دستيابى به بهشت و دور شدن از آتش است و اين عمل آنها يا از جهت اين بوده كه محبوب و معبود آنها اين چنين دوست دارد و يا بمنظور تفهيم اخلاص عمل به بندگان خدا بوده چون آن بزرگواران امام و رهبر و پيشواى عملى مردم بودند كه تاسى و پيروى از آنان بايد داشت. اين على امير مؤمنان و سيد اولياء است كه در بعضى از وقف نامههايش كه قسمتى از اموالش را وقف نموده بعد از نام خدا مينويسد: هذا اين وصيتى است كه بنده خدا على نوشته و در باره اموالش دستور داده است بمنظور طلب رضاى حق باميد اينكه خداوند مرا به بهشت وارد سازد و از آتش دور كند و آتش را از من دور سازد در آن روز گروهى رو سفيد و گروهى رو سياه ميشوند. بنا بر اين عبادت با اين چنين نيت و انگيزهاى اگر صحيح نبود جا نداشت آن حضرت چنين عملى بنمايد و ديگران را وادار و تلقين نمايد و كتبا اظهار و تصريح داشته باشد. و اگر فرضا ايراد شود كه منظور از بهشت و دوزخ براى اولياء اللَّه لقاء و وصل و قرب حق و هجران و فراق و دورى از حق است پس ممكن است مقصود حضرت اين گونه بهشت و دوزخى باشد در مقام پاسخ گفته مىشود اين معنا همان قرب و نزديكى معنوى و روحانى است كه اين رتبه مخصوص اولياء الهى است ولى ديگران كه در اين سطح نيستند عبادتشان بچه منظور است؟ در آن جهان كه جز خدا و بهشت و دوزخ چيز ديگرى نيست آن كس كه از اولياء و اهل معرفت كامله نيست عبادت خود را با آن نحوه كامل و خالص از غير خدا كه نمىتواند انجام دهد پس قطعا بايد به انگيزه بهشت و يا دورى از آتش باشد يعنى همان بهشت و دوزخ معلوم و معروف چون آن بهشت و دوزخ عرفانى را درك نميكند و بديهى است هر كسى مطابق ترسيم و ميزان تشخيص و دركش عمل ميكند و بطرف آنچه علاقه و ميل دارد كشش و حركت ميكند و غير اين امكان ندارد.
و شايد افرادى كه اخلاص بآن معناى دقيق و عالى را در عبادت معتبر ميدانند توجه به معناى نيت و حقيقت آن ندارند. البته معناى نيت و قصد قربت اين نيست كه انسان هنگام شروع در نماز يا روزه يا تدريس مثلا بر سر زبانش بگويد نماز ميخوانم يا روزه ميگيرم يا درس ميگويم قربه الى اللَّه تعالى و معانى الفاظ را در ذهن خطور دهد و در فكرش احضار نمايد. هرگز چنين نيست چون اين گونه نيت لقلقه زبان و يك گفتگوى ذهنى و صحبت