ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١٨٥ - باب ٥٣ در باره نيت و شرائط آن و مراتب و درجات آن و ارزش و ثواب آن و اينكه عمل قبول شده بسيار كم و نادر است
عمل صحيح در صورتى كه نيت و قصد قربت همراهش باشد محقق مىشود چون ظاهر اين جمله نفى اصل عمل است و اين معنا نميشود مقصود باشد چون در صورت رياء و انگيزه غير خدا پيكره و ظاهر عمل هست و از طرفى صحيح نبودن عمل مانند نبودن اصل عمل است از لحاظ اثر و نبودن و نداشتن نتيجه پس باين معناى نفى صحت كه نظير نفى اصل عمل است بايد حمل شود و بنا بر اين اعمال عبادتى از قبيل نماز و روزه و زكاة و حج و امثال اينها منظور است چون عبادت است كه اگر قصد و قربت و انگيزه الهى نداشته باشد باطل مىشود و صحيح نيست و عمل غير عبادتى صحيح و درست بودنش مشروط به نيت و قصد قربت نيست مثلا اگر لباس يا بدن نجس شود و او را بشويد پاك مىشود چه با انگيزه الهى و قصد قربت باشد يا بمنظور خنك شدن يا غير آن و لذا فقها و دانشمندان در اشتراط صحت عمل به نيت باين جمله و نظائر آن استدلال نمودهاند.
مرحوم محقق طوسى در بعضى از رسالههايش گفته. نيت عبارت است از تصميم انجام عمل و اين نيت واسطه بين علم و عمل است چون هر عملى تا مشخص و معلوم نشود قصد انجام آن عمل معنا ندارد و تا تصميم انجام عمل را نگرفته آن عمل انجام پذير نميشود پس هميشه قصد و تصميم بعد از علم است و عمل هم پس از قصد است و چون شخص سالك كه در سير و حركت معنوى خود هدفش رسيدن بآن مقصد عالى و بآن محبوبى است كه كمال مطلق و مطلق كمال و جمال و جلال است كه او ذات پاك و منزه خداوندى است مسلما نيت و قصدش تقرب و نزديكى بآن ذات مقدس است. بنا بر اين بنده حق كارهايش را بانگيزه قرب بحق انجام ميدهد و اين همان نيت است و بعضى از ارباب تحقيق گفته. لا عمل الّا بنيّة. يعنى عملى كه بشود عبادتش دانست و بتوان او را اطاعت شمرد بطورى كه ارزش داشته باشد و پاداش اخروى داشته باشد. آن عملى است كه منظور از او تقرب و نزديكى بخداوند متعال و بانگيزه آخرتى باشد يعنى مقصود در آن عمل وجه اللَّه و محرك انسان حب الهى و عشق بخدا باشد و يا مقصود بدست آوردن ثواب و مزاياى آخرت و يا نجات و خلاصى از عذاب و عقاب باشد. حاصل مطلب اينكه غرض انسان در عبادت امتثال امر و اجراء دستور خدا باشد در آنچه كه باو دعوت فرموده و وعده پاداش داده البته كيفيت پاداش الهى بميزان ارزش معنوى بندگان و تفاوت مراتب و درجات شناخت آنان و چگونگى نيت و انگيزه آنان در عبادت مختلف و متفاوت است.
كسى كه معرفت و شناختش نسبت بخدا و اوصاف جمال و جلال او كامل باشد و الطاف و عنايت او را در كارهايش خوب درك كرده و در نتيجه محبت و شوق و عشقى در دلش پيدا شده و عبادتش را فقط براى او انجام ميدهد چون سزاوار پرستش است و هيچ انگيزهاى جز