ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١٥٧ - اخبار
افتادن در چاهى و يا فرو ريختن ديوارى و يا رسيدن هر حادثه ناگوارى ولى زمانى كه موقع مرگش فرا رسيد او را بدست حوادث مىدهند و من هم زمانى كه مرگم فرا رسد سقى ترين افراد امت حركت ميكند و اين سر و صورت را (حضرت با دست اشاره بسر و صورت و محاسن شريف كرد) آغشته بخون مينمايد پيمانى است محكم و وعدهاى است بدون دروغ لفظ
واقية
كه در اين حديث ١٣ آمده گفته شده تا آخرش ناقله است چون واقى معناى وصفى دارد بمعناى نگهدارنده ولى مقصود در اينجا نگهدارنده از خصوص مرگ است بنا بر اين پس از معناى وصفى به معناى اسمى نقل شده و گفته شد كه واقيه صفتى است كه موصوفش حذف شده جنّة واقية چون واقيه غالبا صفت جنّه (سپر) واقع مىشود پس موصوف روشن است و يا بگوئيم تاء براى مبالغه است (مسلم نگهدارنده نيرومند هست) كه عطف تفسير و توضيح و تاكيد براى لفظ حافظ باشد.
١٤- كافى ... على بن اسباط گويد از حضرت رضا ٧ شنيدم در باره گنجى كه خدا فرموده وَ كانَ تَحْتَهُ كَنْزٌ لها ميفرمود. در آن گنج اين مطالب نوشته بود
. بسم اللَّه الرحمن الرحيم
شگفت دارم از كسى كه يقين به مرگ دارد چگونه سرور و خوشى بخود راه ميدهد و شگفت دارم از كسى كه يقين و ايمان به قضا و قدر دارد چرا اندوهناك مىشود و تعجب ميكنم از كسى كه وضع دنيا و دگرگون شدن او را باهلش و بدنيا داران مىبيند با اين وصف دل به آن مىبندد
و ينبغى لمن عقل عن اللَّه ان لا يتّهم اللَّه في قضائه و لا يستبطئه في رزقه
و البته سزاوار است كسى كه داراى تعقل و معرفت خدائى است در موضوع قضاء و قدر و پيش آمدها سوء ظن و بدبينى بخدا نداشته و خداوند متعال را در رازقيّت و رساندن روزى بىاعتناء و كند نداند.
عرض كردم فدايت شوم دوست دارم اين حديث را بنويسم بخدا قسم حضرت دست خود را برد كه دوات را بياورد بطرف من ولى من دست مباركش را گرفته و بوسيدم و دوات را گرفتم و نوشتم.
بيان احاديثى كه در باره نوشته آن لوح و گنج وارد شده مطالب مختلفى را بازگو ميكنند ولى اين اختلاف مضامين اشكالى ندارد چون تمام اين مطالب در آن بوده و اصل عبارت لوح ظاهرا عربى نبوده و هنگام نقل ترجمه بعربى شده البته در ترجمه و نقل به معنا چنين اختلافات جزئى پيش مىآيد و اگر اين ايراد شود كه در بعضى از اخبار تعبير به لفظ انّما شده و انحصار را ميفهماند بنا بر اين بايد منحصرا چهار جمله باشد و بيشتر نباشد با اينكه در اخبار پنج جمله و بيشتر از آن هم ذكر شده ولى پاسخ ايراد اينست كه لفظ انّما بمنظور نفى طلا و نقره بودن على الظاهر استعمال شده نه اينكه نفى بيش از چهار