ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١٤٣ - اخبار
ضعف ايمان و وسوسه درونى نسبت به خدا و رازقيت خدا با اينكه به آمال و آرزوى خود قطعا نخواهد رسيد، همچنان كه در حديث است (كسى كه مردم را بوسيله گناه و خشم خدا بخواهد راضى و خشنود كند خدا بر او خشم گرفته و مردم را هم بر او خشمگين مى- نمايد)
و لا يلومهم على ما لم يؤته اللَّه
يعنى اگر از طرف مردم صله و جائزه و مالى باو نرسيد مردم را ملامت و نكوهش نكند چون كسى كه داراى يقين شد ميداند كه اين مال و جائزه براى او مقدر نشده و خدا اين رزق و روزى را چون صلاحش نبوده باو نداده و يا در دست اين شخص مورد توقع او قرار نداده شايد از راه ديگرى كه اصلا در نظر او نيست برساند بنا بر اين هيچ كس را نبايد ملامت و سرزنش نمايد چون نظرش فقط به مسبب الاسباب و بخداى سبب ساز است نه به اسباب و وسائل و مسلم هيچ اعتراض و ايرادى بر خدا ندارد و اگر نكوهش كند همين نكوهش يك نحوه شركى را در بر دارد از اين جهت كه مردم را رازق و بخشنده ميداند و سخط و كراهتى را نسبت به تقديرات الهى متضمن است و البته اهل يقين از اين دو صفت منزه است بنا بر اين ضمير يؤته راجع به مسلمان اهل يقين و ضميرى كه به ماء موصول بايد رجوع شود حذف شده كه ايّاه باشد. و گفته شده احتمال دارد معناى اين جمله اين باشد كه هيچ كس را بفقر و نداشتن چيزى كه خدا به آنها نداده ملامت نكرده و زخم زبان نميزند چون خداى حكيم هر كس را بنحوى خلق كرده و هر فردى روش خاص خلقتش براى او سهل و آسان است بنا بر اين معنا اين جمله از حديث مانند حديث ديگر مىشود كه فرموده: (اگر مردم كيفيت خلقت و اختلاف آفرينش افراد بشر را ميدانستند كسى كسى را ملامت و سرزنش نميكرد) البته اين معنا از نظر جمله بعدى كه علت مطلب است بعيد بنظر ميرسد كه در مقام علت ميفرمايد
(فانّ الرّزق لا يسوقه حرص حريص)
نى رزقى كه براى انسان مقدر شده رسيدنش احتياج به حرص و ولع ندارد همان كوشش مختصر و انجام وظيفهاى كه خدا دستور داده كافى است و اگر كسى هم از لحاظ كم بودن و ناچيز شمردن اين مقدار و يا از لحاظ زهد و پشت پا زدن به دنيا احساس كراهت و بىميلى نمايد و يا كسى از لحاظ حسد و رشك بخواهد مانع رسيدن آن شود نميتواند او را باز گرداند و اين معانى براى جمله
و لا يردّه كراهة كاره
گر چه احتمال دارد ولى مؤيّد معناى اول جمله بعدى است كه فرمود و اگر بخواهد كسى از روزى خود فرار كند بالاخره روزى او مانند مرگش حتما باو خواهد رسيد. و اين حديث دلالت دارد بر اينكه رزق انسان از طرف خدا مقدر شده و قطعا خواهد رسيد.
و در اينجا در باره دو مطلب بحث است: اول اينكه لفظ رزق آيا شامل حرام هم مىشود يا نه؟ باين معنا كه اگر انسان از طريق حرام و غير مشروع تأمين هزينه و ما يحتاج