ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١٤١ - اخبار
و در عناد به كفر خود افزودند خدا آنان را هرگز نمىآمرزد و به هيچ راهى هدايت نمىكند سوره نساء ١٣٧) بنا بر اين نسبت احسان و يقين به ايمان مانند نسبت ايمان است به اسلام كه درجه بالاتر است و يقين سه مرحله دارد ١- علم اليقين ٢- عين اليقين ٣- حق اليقين كه در قرآن اين تعبيرات سهگانه آمده است كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ. ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ سوره تكاثر ٥ تا ٨) إِنَّ هذا لَهُوَ حَقُّ الْيَقِينِ سوره واقعه ٩٥) و فرق ما بين اين مراتب را با ذكر مثالى ميتوان توضيح داد مثلا يقين بوجود آتش در مرحله علم اليقين باين است كه انسان اشياء را بوسيله نور آتش ببيند و عين اليقين به آتش اين است كه جرم و جسم خود آتش را معاينه نمايد- و حق اليقين به آتش اين است كه در آتش محترق گرديده و هويت و شخصيتش در آتش فانى و نابود شده و خود تبديل به آتش شود و بعد از مرحله حق اليقين مرحلهاى نيست و اين رتبه نهائى است. و قابل زيادى و برترى نيست كه فرمود
لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا
اگر حجاب و پرده كنار رود بر يقين من افزوده نمىشود (شايد مقصود اين باشد كه فوق اين مرحله، مرحلهاى نيست و گر نه خود اين مراحل داراى شدت و ضعف است و در همان درجه حق اليقين مراتب مختلفى هست و بطور نامحدود كمالات هست كه حتى رسول خدا ميگويد رَبِّ زِدْنِي عِلْماً خدايا علم و يقين مرا افزون كن).
٦- كافى ... ابى بصير از حضرت صادق ٧ فرمود هيچ چيز نيست مگر اينكه حد و حقيقتى دارد گويد عرضه داشتم فدايت شوم حد توكل چيست؟ فرمود رسيدن به مرحله يقين گفتم حد يقين كدام است؟ فرمود اينكه از غير خدا خوف و ترسى نداشته باشى بيان مرحوم محقق طوسى در كتاب اوصاف الاشراف گفته: يقين اعتقاد و باور محكم و استوارى است كه مطابق با واقع و حقيقت باشد و بهيچ وجه امكان زوال و احتمال خلاف در او راه ندارد در واقع يقين مركب از دو دانستن است يك علم و دانستن آن شىء معلوم دوم علم به اينكه خلاف اين علم محال و غير ممكن است (مثلا علم به اينكه آتش داراى حرارت است و علم به اينكه حرارت نداشتن براى آتش محال و ممتنع است) و يقين مراتب و مراحلى دارد: ١- علم اليقين ٢- عين اليقين ٣- حق اليقين- و مقصود از حد كه در اين حديث هست يا علامت و نشانه آن چيز و يا تعريف و بيان حقيقت و يا آخرين درجه و نهايت آن چيز است. بنا بر فرض اول معنا اين مىشود كه علامت و- نشانه توكل يقين است و بنا بر فرض دوم بيان لوازم توكل است بنا فرض سوم معنا اين است كه توكل آخرين درجهاش يقين و باو منتهى مىشود چون وقتى تمرين بيشترى در توكل است و تقويت شد و آثار و نتايجش را فهميد يقين مييابد كه خداوند تدبير امر او را دارد