ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١٠٦ - باب ٤٨(در برگزيدن و مقدم داشتن حق بر باطل و امر بگفتن حق و حقيقت گر چه تلخ و ناگوار باشد)
عظمت پروردگار اندك و ناچيز است و آن گونه عبادت و بندگى كه شايسته ذات اقدس حق باشد من ندارم (كه البته از اين جهت عمل هر چه هم زياد باشد باز هم كم و ناچيز است و اعتراف به تقصير و كوتاهى در عبادت از صفات پسنديده است و حضرت هم او را از اين جهت نهى نكرده و باو اعتراض ندارد) حرف مفضل از اين جهت است كه ميخواهد بگويد اعمال من في حد نفسه اندك است و من توفيق عبادت زياد را نداشته و ندارم و فرق است بين اين دو جهت. جهت اولى اعتراف بتقصير است در برابر عظمت خالق- ولى جهت دوم قطع نظر از عظمت خالق تاسف از كم توفيقى است نه اعتراف بتقصير و كم ارزشى.
٤- اينكه چون حضرت خود ميدانست كه مفضل عمل خود را قابل توجه و اعتماد ميداند و عملش را زياد مىبيند و اينكه اين جمله را (عمل من خيلى كم است) بزبان آورده از لحاظ تواضع و پنهان داشتن عمل است از اين جهت حضرت او را نهى فرمود و امر باستغفار كرد.
و رفق جيرانه در قاموس گويد رفق فلانا و ارفقه ثلاثى مجرد و مزيد هر دو يعنى سود رسانيد و باز در همين روايت است
يوطّى رحله
كنايه از مهمانى كردن زياد در قاموس گويد رجل موطّأ الأكناف بر وزن معظّم يعنى نرم و خوشخلق بزرگوار و مهماننواز و يا باين معنا كه انسان در كنار شخص آسايش داشته و مورد اذيت و بىمهرى قرار نگيرد. و در نهايه روايت نبوى نقل كرده كه رسول خدا ٦ فرمود
(احاسنكم اخلاقا الموطّئون اكنافا
خوشخوترين شما افرادى است كه براى پذيرش ديگران آمادهتر باشد) و گفته است كه اين جمله مثل است و حقيقت و ريشهاش از ماده توطئه است كه بمعناى آمادگى و نرمش است
و فراش وطئ
بستر نرم كه موجب ناراحتى كسى كه ميخوابد نشود اكناف بمعناى جوانب و اطراف مقصود اين است كه افراد خوش خلق آنانى هستند كه هر كس در اطراف و جوانب آنها باشد آسايش دارد و در اذيت نيست و گفته شده
توطئة الرّحل
كنايه از تواضع و نرمش و فروتنى است. در اين روايت بود
(فاذا ارتفع له الباب من الحرام)
يعنى اگر براى او راه دخول در حرام (مال حرام شهوترانى حرام و غير اينها) پيش بيايد وارد مىشود.
٨- كتاب الامامة و التبصره ... سكونى از حضرت باقر از پدر بزرگوارش از پدرانش نقل كرده كه حضرت رسول ٦ فرمود: اطاعت و فرمانبرى نور و روشنائى چشم است.
باب ٤٨ (در برگزيدن و مقدم داشتن حق بر باطل و امر بگفتن حق و حقيقت گر چه تلخ و ناگوار باشد).