ترجمه بحار الانوار (قسمت سوم از جلد پانزدهم) - موسوي همداني، ابوالحسن - الصفحة ١٠٠ - باب ٤٧ در باره اهميت و بيان اطاعت و فرمانبرى از خداوند و از رسول خدا و ائمه اطهار
مخالفت با على ٧ مينمائيد و در امالى چنين است كه
(لا يعمل بعمله و لا يتّبع سنّته ما نفعه)
-
ليس بين اللَّه و بين احد قرابه
- يعنى خداوند با شيعه كه خويشاوندى ندارد تا با آنها مسامحه كند و با مخالفين و سنيان مسامحه نكند با اينكه در نافرمانى مانند هم هستند و يا اينكه منظور اين باشد كه ميان خدا و على ٧ خويشى نيست تا اينكه با شيعيان على مسامحه كند و با شيعه رسول خدا مسامحه نكند حاصل مطلب اينكه راه قرب و نزديكى بخدا فقط اطاعت و پرهيز است و لذا امامان شما محبوبترين خلق خدا است در نزد او بنا بر اين اگر جنبه اطاعت و پرهيز در شما نباشد چيزى بحال شما سود ندارد و در امالى چنين است
(احب العباد الى اللَّه و اكرمهم عليه اتقاهم له و اعملهم بطاعة و اللَّه ما يتقرب الى اللَّه جل ثناؤه الا بالطاعة ما معنا براءه ...)
و ما معناه براة من النّار
يعنى با ما چك و حواله و حكم و سندى بدور بودن ما و دور بودن شيعيان ما از آتش نيست گر چه عمل نابكاران را داشته باشند
و لا على اللَّه لأحد من حجه
يعنى اگر خداوند كسى را نيامرزيد حجه و عذرى ندارد كه بگويد خدايا من از شيعيان على بودم چرا گناهان مرا نبخشيدى چون خدا ملتزم نشده كه هر كس ادعاى تشيع كرد گرچه عمل هم نداشته باشد او را بيامرزد. و يا منظور اين كه براى ما سند و مستمسكى بر خدا نيست كه ما حق داشته باشيم هر كه را ادعاى تشيع نمايد از عذاب و گرفتارى نجات دهيم و مؤيد و شاهد بر اين معنا نسخه امالى است كه اين طور نقل شده
و ما لنا على اللَّه حجّة
ما حجة و سندى بر خدا نداريم
من كان للَّه مطيعا فهو لنا ولىّ
شايد اين جمله براى دفع توهم و خيال باطلى است كه در اين موارد بذهن مىآيد كه خود آن بزرگان فرمودهاند كه شيعيان و دوستان ما بدوزخ نميروند كه حضرت پاسخ اين توهم را داده است. و فرموده كه گناهكار ولى و دوست ما نيست و ولايت ما فقط از راه اطاعت و دورى از معصيت بدست مىآيد. ضمنا براى ورع و اجتناب و دورى از گناه چهار رتبه و درجه گفته شده است.
١- ورع و پرهيزكارى توبهكنندگان كه عبارت از اين است كه انسان گناهان و كارهاى حرام را كنار بگذارد و از حالت فسق بيرون رود كه ميزان عدالت و پذيرفته شدن شهادت و گواهى مىشود.
٢- ورع و پرهيز صالحين و شايستگان است و حد و ميزان اين رتبه و درجه اجتناب و دورى كردن از امور و كارهاى شبههناك از ترس اينكه مبادا در دائره محرمات قدم نهد.
٣- ورع و اجتناب متقين و اهل تقوى است كه ميزان و حدش ترك كردن بعضى از كارهاى حلال است از ترس اينكه مبادا بحرام منجر شود نظير اينكه انسان صحبت مردم را زياد نكند كه مبادا تدريجا بطرف غيبت كشيده شود.