تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٧٩ - نامه امير مؤمنان به فرزندش امام حسن
و حسن يقين از خود دور گردان، كسى كه ميانه روى (عدالت) را ترك گويد به ستم گرايد بهترين سعادت آدمى قناعت است، و حسد از بدترين همراهان آدمى است، در نوميدى كوتاهى و تقصير نهفته است، بخل ملامتآور است، يار به منزله خويشاوند است، و دوست كسى است كه در غياب به آئين دوستى پايبند باشد، و هواى نفس را با كورى پيوند است، از عوامل كاميابى و موفّقيّت توقّف نمودن به هنگام سرگردانى است، يقين (خاطر جمعى) چه غمزداى خوبى است! و نتيجه دروغ نكوهش است، و سلامت (پاكى) در راستى و درستى است، و عاقبت دروغ بدترين عواقب است، بسا دور كه از هر نزديك نزديكتر است، و بسا نزديك كه از هر دور دورتر، و غريب كسى است كه يار و رفيقى ندارد، مبادا بد گمان تو را از داشتن دوست محروم سازد، هر كس كه پرهيز كرد شفا يافت، و هر كس كه از حقّ تجاوز كند به تنگنا افتد، و هر كس كه به حدّ خود بسنده كند (حرمتش) پايندهتر باشد، چه عادت خوبى است سخاوت!، پستترين درجه پستى ستم نمودن به وقت توانائى است، حيا وسيله راهيابى به هر زيبائى است، و محكمترين رشته پرهيزگارى است، و استوارترين رشتهاى كه به آن چنگزنى رابطهاى است كه ميان تو و خداست، آن كس كه گلهات را بپذيرد بر تو منّت دارد، زيادهروى در سرزنش آتش لجاجت را شعلهور مىسازد، بسا فرد مبتلا به بيمارى مزمن كه جان بدر برد، و فرد تندرست كه از پا درآيد. آنجا كه نوميدى كاميابى ببار آورد، اميدوارى موجب هلاكت است، نه هر عيبى (رخنهاى) آشكار گردد، و نه به هر فرصتى توان رسيد، بسا كه بينا به خطا افتد، و كور به مقصد خود رسد، هر جويندهاى يابنده نيست، و چنين نيست كه هر كه پرهيز كرد نجات يافت، پيوسته بدى را عقب بيانداز كه هر وقت بخواهى در آن شتاب كنى ميسّر خواهد شد، اگر خواهى احسانت كنند احسان كن، برادرت را همان گونه كه هست قبول كن، گله بسيار مكن كه گله زياد؛ كينه آورده و عاقبت به دشمنى كشد، از آن كس كه اميد عذر پذيرى دارى عذر بخواه، دورى از نادان مساوى است با نزديكى به دانا، نگهدارى خانواده از كرم است، هر كس كه با روزگار ستيزه كند هلاك شود، و هر كس كه بر او عيب گيرند غضب كند، چه نزديك است انتقام كشيدن از ستمكاران، آنچه بيشتر سزاوار فرد پيمان شكن مىباشد بيوفائى است.
لغزش فرد محتاط سختترين لغزش، و انگيزه دروغ زشتترين انگيزهها مىباشد، فساد و اسراف مال بسيار را نابود كند، و اقتصاد و ميانهروى مال اندك