تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٧٨ - نامه امير مؤمنان به فرزندش امام حسن
زشت است گسستن پس از پيوستن؛ و ستمكارى پس از برادرى، و دشمنى پس از دوستى؛ و خيانت به آن كس كه تو را امين شمرده؛ و مأيوس ساختن آن كس كه به تو اميد بسته، و نارو زدن به آن كس كه به تو اعتماد نموده، و اگر ناگزير از قطع رابطه با برادرت شدى جايى براى- دوستى- او براى خود باقى گذار تا اگر روزى بر وى آشكار گرديد راه برگشت داشته باشى، هر كسى كه به تو گمان نيك برد گمانش را تأييد كن، و مبادا حقّ برادرت را به اعتماد رفاقتى كه با او دارى ضايع سازى! چه آن كس كه حقّش را پايمال كردهاى برادر نتوانى شمرد، مبادا خانوادهات به سبب تو بدبختترين مردم باشند! به آن كس كه تو را نخواهد و از تو بيزارى جويد دل مبند، و از آن كس كه خواهان توست- چنانچه در خور معاشرت بود- روى مگردان، مبادا برادرت به بريدن از تو قوىتر از تو در پيوستن تو به او باشد، و مبادا كه او در بدى رساندن به تو از خوبى كردن تو به او پيشگامتر باشد، و نه در بخل از تو در بخشش نيرومندتر باشد، و نه توانائى او در تقصير (كوتاهى) از توانائى تو در فضل (نيكى) بيشتر باشد، و جفاى كسى كه بر تو ستم كند در ديدهات بزرگ نيايد، چه او در زيان خود و سود تو كوشش نمايد، و سزاى آن كس كه شادت كند آن نيست كه با او بدى كنى، رزق و نصيب دو رزق است: يكى آن رزق كه تو آن را مىجوئى، و ديگر رزقى كه آن تو را مىجويد، چنانچه اگر تو به سراغ آن نروى خود به سوى تو مىآيد.
و بدان فرزندم! روزگار پر از پيش آمدهاى ناگوار است، مبادا در زمره افرادى باشى كه ملامتشان بسيار و عذرشان نزد مردم كم است، چه زشت است فروتنى به هنگام نيازمندى، و درشتى به وقت بىنيازى، همانا بهره تو از اين سرا همان است كه آبادانى خانه آخرتت بدان است، در اين صورت بجا بخشش و خرج كن، و خزانهدار ديگران مباش، اگر بدان چه از دستت رفته بىقرارى كنى، در اين صورت مىبايست بر هر چه به دستت نرسيده نيز بىقرارى و زارى كنى، از آنچه نبوده است بر آنچه بوده دليل گير، كه كارها مانند يك ديگرند، هيچ [نعمت] ولى نعمتى را ناسپاسى مكن، چرا كه كفران نعمت در شمار پستترين كفرهاست، عذر و پوزش را پذيرا باش، مبادا از كسانى باشى كه از پند بهرهاى نبرند مگر از روى ناچارى و اجبار (تا گرفتار نشوند درس نگيرند)، زيرا خردمند پند را مؤدّبانه مىپذيرد، و چارپايان جز با تازيانه به راه نيايند، رعايت حقّ هر كس كه حقّت را شناخت بنما، شريف باشد يا حقير، غمهاى وارده را با دل نهادن بر پايدارى و صبر