تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٣٣ - گفتار آن حضرت
عبارتند از: خون، صفرا، باد، و بلغم، و ستونهايش: عقل- كه زيركى از عقل است- و فهم، و حفظ (يعنى: قدرت حافظه) [و دانش]، و اركانش: نور، آتش، روح، و آب. و صورت آدمى سرشت او است. با نور مىبيند، با استفاده از آتش ميخورد و مىآشامد، و توسّط روح جماع مىكند و تحرّك دارد، و بكمك آب، طعم چشيدنيها و مزّهها را درمىيابد، اين بود اساس صورت آدمى. پس اگر عقل او از نور تأييد شود در اين صورت او عالم و حافظ (داراى قدرت حافظه) و زيرك و هوشمند و با فهم مىگردد. و با اخلاص در يكتاپرستى و اعتراف به بندگى در خواهد يافت كه در چه موقعيّتى است؟ و از كجا به او مىرسد، و براى چه او اينجا است؟ و به كجا مىرود؟! و خون گاهى بصورت گرم در بدن روان است و گاه سرد، پس زمانى كه گرم باشد، آدمى طغيان و سركشى كند، و سرمست گردد، و دل خوش نمايد، و مرتكب قتل شود، و دزدى كند، شادى نمايد و خوش بين شود، و به هرزگى و زنا در افتد و فخر فروشى نمايد. و چون خون آدمى سرد باشد، اندوهگين و محزون شود، افتاده و افسرده گردد، و فراموش كند، پس اين مجموع عوارضى است كه تمام امراض از آنها مىباشد و ابتداى آن جز با انجام خطائى نخواهد بود [براى مثال] خوردن يا نوشيدن در ساعتى انجام شود كه آن ساعت مناسب آن خوراك و نوشيدنى نيست، كه مايه خطا و موجب درد و مرضى از انواع امراض گردد.
سپس آن حضرت ٧ پس از آن با كلامى ديگر فرمود: همانا آدمى اين گونه است كه با استفاده از آتش ميخورد، مىآشامد و كار مىكند، و توسّط باد مىشنود و مىبويد. و با استفاده از آب طعم هر خوراك و نوشيدنى را مىچشد. و با روح؛ جنب و جوش و حركت مىكند، پس اگر حرارت در معدهاش نبود، عمل هضم موادّ خوراكى و نوشيدنى در بدن انجام نميشد، و اگر باد نبود حرارت معده شعلهور نميشد، و هيچ مدفوعى از شكم خارج نميگشت. و چنانچه روح نبود انسان هيچ جنب و جوشى نداشت، و اگر خنكى آب [در معده] نبود، حرارت معده آن را سوزانده بود، و در صورت فقدان نور قادر نبود ببيند و بينديشد، سرشت آدمى از گل است، و استخوان در بدنش همچون درخت در زمين، و مويش مانند گياهان، و أعصاب و پى او مانند پوست بر درخت، و خونش مانند آب در زمين است، همان گونه كه زمين بدون آب نپايد بدن آدمى نيز بدون خون نپايد. و مغز از كف و چربى خون است.