تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٩٤ - سخنانى كوتاه از امير مؤمنان
٧٨- آرزوها دو نوع است، اوّل آنكه براى ديگرى است كه در سپرى شدن دوران به آن نائل نشدم، و در آينده نيز اميدى بدان ندارم، و آرزوى ديگر آنكه در غير زمان تعيينشدهاش بدان نخواهم رسيد، هر چند قدرت آسمانها و زمين را بكار گيرم. پس براى كداميك از آن دو عمر خود را تلف سازم؟! ٧٩- به تحقيق فرد مؤمن چون نگرد عبرت گيرد، و چون سكوت كند انديشه نمايد، و هر گاه سخن گويد يادآور شود، به وقت توانگرى شكر گويد، و به هنگام سختى صبر پيشه كند، زودرضا و دير خشم است، اندك نعمت الهى خشنودش سازد و بسيار آن او را بدخو و منحرف نسازد، ارادهاش قادر نيست به تمام نيّات خيرش جامه عمل بپوشاند (نيّات خيرش بقدرى زياد است كه ارادهاش توانائى رسيدگى و عملى ساختن تمام آنها را ندارد)، بسيار قصد خير كند و تنها قسمتى از آنها را عملى سازد، و بر آن نيّات خيرش كه عملى نشده افسوس خورد كه چرا نشد؟! و فرد منافق چون بنگرد بازى گيرد، و چون سكوت كند غفلت ورزد، و هنگام سخن گفتن ياوه گويد، و به وقت توانگرى سركشى كند، و چون سختى بيند نالان شود، زود به خشم آيد و دير راضى گردد، اندك الهى او را به خشم آورد، و بسيارش خشنودش نسازد، بسيار به فكر بدى است و تنها به مقدارى از آنها عمل كند و بر كردار شرّ و نادرست كه عملى نشده تأسّف خورد كه چرا نشد؟! ٨٠- سراى دنيا و آخرت چونان دو دشمن بيدادگر با دو راه مختلفند، كسى كه دنيا را دوست بدارد و بدان دلبندد آخرت را دشمن داشته و در ستيز است، و مثل آن دو سرا چونان مشرق و مغرب است، و پوينده بين آن دو به هر كدام نزديك شود از ديگرى دور گردد.
٨١- آن كس كه از هشدار بهراسد [زمان] دور بر او نزديك شود، و كسى كه به روزى [معيّن] اين سرا بسنده نكند ديگر هر چه فراهم آورد او را بس نباشد.
هر كس كه براى سراى دنيا كوشيد آن را از كف بداد، و هر كس كه رهايش ساخت دنيا بسويش شتافت. جز اين نيست كه دنيا همچون سايهايست گسترده تا سرآمدى معيّن، خدا رحمت كند آن بندهاى را كه چون سخن حكيمانهاى شنيد آن را فرا گرفت، و به سوى رستگارى خوانده شد و بدان رو آورد، و در پى راهنما افتاد و نجات يافت، اعمالى نيكو پيش فرستاد و كردارى شايسته و مورد پذيرش [براى آخرت] مهيّا ساخت، و از آنچه پرهيز بايد دورى گزيد، هوس و آرزو به دور داشت [و پاداشى] در عوض كالاى گرانبهاى آخرت را بدست آورد. با هوس