تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٥٢ - خطبهاى از آن حضرت
واقع و حقّ است، و خودآرائى موجب افتادن در شهوت است. و كج روى صاحبش را سخت منحرف سازد. و آميختن حقّ به باطل تيرگيهائى است روى هم انباشته. و اين بود كفر و اركانش.
و نفاق بر چهار ستون است: هواپرستى، سهل انگارى، خشم، و آز و طمع.
و از اينها هواپرستى چهار شاخه دارد: ستم، تجاوز و دشمنى كردن، شهوت، و سركشى. پس هر كس كه ستم روا دارد گرفتاريهايش افزون گردد و تنها بماند، و بر عليه خود يارى شود. و كسى كه تجاوز و دشمنى كند از سختيها نياسايد و قلبش آرام نگيرد. و هر كس كه نفس خود را از شهوات سرزنش نكند به درياى افسوس و اندوه فرو رود و در آن غوطهور گردد. و كسى كه سركشى كند بىهيچ بهانه و دليلى- و دانسته- گمراه گردد.
و امّا شاخههاى سهل انگارى عبارتند از: خود را بزرگ شمردن، و بخود باليدن، و امروز و فردا كردن، و آرزو. و اين بدان جهت است كه بزرگى نمودن از حقّ باز دارد، و بخود باليدن در اين سراى دنيا موجب كوتاهى در امر آخرت گردد. و امروز و فردا كردن در كار سبب كورى و فرو افتادن در چاه گمراهى است. و چنانچه آرزو نمىبود انسان حساب كار خود را مىكرد. و اگر به حساب كارش مىرسيد از ترس و هراس جان مىداد.
و امّا شاخههاى خشم عبارت است از: تكبّر، فخر، بىپروائى، و تعصّب.
پس كسى كه كبر ورزد از حقّ روى گرداند. و هر كس كه فخر فروشى كند كارش به هرزگى كشد. و كسى كه بىپروائى ورزد در پستى پافشارى كند. و هر كس كه سرسختى در نادرستى او را فرا گيرد ستم كند. پس چه بد موقعيّتى است بسر بردن در ميان روى گرداندن از حقّ؛ و هرزگى و پافشارى.
و شاخههاى طمع عبارتند از: شادمانى به لذّت گذرا، و مرح،[١] و سرسختى، و تكبّر. پس پيوسته شادان بودن در نزد خداى امرى است ناپسند، و خراميدن به ناز خودپسندى است. و آن سرسختى كه فرد را به حمل گناهان وادار نمايد يك بلا و گرفتارى است. و تكبّر؛ سرگرمى و بازى و مشغوليّت بوده و تعويض خوب
[١] مرح يعنى: بالاگرفتن نشاط و فرح شادمانى بحدّى كه شخص از حدّ خود تجاوز كند و متبختر و مختال شود.( أقرب الموارد)