تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٢١ - فرمان أمير مؤمنان
دستهاى از آن سپاهيان خدا، و گروهى از ايشان نويسندگان يا منشى بخشهاى عمومى و يا خصوصى، و برخى قضات دادگسترى، و گروهى عاملانند كه كار خود به انصاف و مدارا پيش برند، و تنى چند پيشكاران دارائى و تحصيلداران خراج از مسلمانان و دريافت جزيه از ذمّيان، و دستهاى هم بازرگانان و صنعتگران هستند، و طبقه پائين هم مستمندان و بيچارگانند، و خدا نصيب هر دسته را معيّن داشته و ميزان واجب آن را در كتاب خود يا سنّت پيامبرش ٦ نگاشته است، پيمانى است كه ما آن را پذيرفته، و اجرايش را به عهده گرفتهايم.
پس لشكريان- به خواست و فرمان خدا- پناهگاه و حافظان ملّت، و زيب و زيور فرماندار، و مايه عزّت و آبروى دين، و وسيله امنيّت و آرامش مىباشند، و رعيّت جز به وجود آنان پايدار نمىماند، سپس بايد دانست كه بنيه سپاهيان بستگى به خراجى دارد كه خداوند برايش تعيين كرده، تا به وسيله آن بتوانند با دشمن خود بجنگند و بدان دلگرم باشند، و نيازمنديهايشان را برطرف سازند، سپس اين دو گروه (رعيّت و سپاه) جز با گروه سوم قوام و پايدارى نمىپايند، و آنان عبارتند از: قاضيان، و عاملان، و نويسندگان ديوان، كه در كارها حكم بدهند، و عدالت را پديدار كنند، و منافع را جمع آورى نمايند، و در كارهاى خصوصى و عمومى مورد اعتمادند. و اوضاع هيچ يك از ايشان سامان نپذيرد مگر به وجود بازرگانان و پيلهوران و صنعتگران كه براى بدست آوردن سود و بهره بازارها را برپا مىكنند، و آنان را از تهيّه نيازمنديها بدست خود بىنياز مىسازند.
سپس قشر پائين؛ نيازمندان و از كار افتادگان هستند، كه درخور عنايت و حمايت مىباشند، و در بودجه الهى تك تك آنان به قدر حاجت و نيازشان حقّ دارند، و هر كدام از آنان را بر والى حقّى به اندازه كارى است كه در اجتماع مىكند، و والى و فرماندار هنگامى از عهده مسئوليتى كه خدا بر دوش او نهاده برمىآيد كه با يارى جستن از خدا در تدبيرها و كارهايش اهتمام ورزد و كوشش كند و خويش را بر آن دارد كه هميشه جانب حقّ را بپذيرد، و در هر آنچه دشوار باشد و يا آسان صبر پيشه سازد، بنا بر اين فرمانده سپاهت را كسى قرار ده كه در نزد تو نسبت به خدا و پيامبر او و امام تو خيرخواهتر از همه و وفادارتر و جانبازتر و درست كردارتر، و پاكدامنتر و بردبارتر باشد، فرماندهاى كه دير به خشم آيد، و زود عذر پذيرد، و بر ناتوانان رحمت آرد، و بر قوى دستان سخت گيرد، و از كسانى باشد كه بروز مشكلات آنان را از جاى بدر نبرد، و ضعف و سستى او را از پاى