تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٩٩ - آداب و سننى كه أمير مؤمنان
كشتى با نام خداست همانا پروردگار من آمرزگار و مهربان است، و خداى را چنان كه شايسته اوست نشناختند، و روز رستاخيز زمين يكسره در قبضه [قدرت] اوست و آسمانها به دست قدرت او پيچيده شوند، پاك و منزّه است او، و برتر از آنست كه با او انبازى گيرند».
و هر كس كه از عقرب در هراس است اين (سه) آيه را بخواند: سَلامٌ عَلى نُوحٍ فِي الْعالَمِينَ* إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ* إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِينَ، يعنى: «سلام بر نوح در ميان جهانيان* ما نيكوكاران را اين چنين پاداش مىدهيم* همانا او از بندگان مؤمن ما بود». براى فرزندانتان در هفتمين روز تولّد عقيقه كنيد[١] و اوّلين بار كه موى سر فرزندتان را تراشيديد هم وزن مويش نقره صدقه دهيد، زيرا كه آن بر هر مسلمان واجب است. و رسول خدا ٦ نيز اين گونه با دو فرزندش حسن و حسين عليهما السّلام رفتار نمود. همان زمان كه به فقير چيزى مىدهيد از او بخواهيد در حقّ شما دعا كند، چرا كه آن دعا براى شما قبول شود ولى در حقّ خودش مستجاب نشود، زيرا غالبا دروغ مىگويند. و همچنين آن چيزى كه به فقير دهد لحظهاى از او گرفته و ببوسد، چرا كه آن پيش از آنكه به دست فقير برسد خداى آن را برگرفته است. و در همين زمينه است كه خداوند مىفرمايد: وَ يَأْخُذُ الصَّدَقاتِ يعنى: «و صدقهها را مىستاند- توبه: ١٠٤»، شب هنگام صدقه دهيد كه صدقه شبانگاه آتش خشم الهى را فرو نشاند. سخنان را از كردارتان به حساب آريد كه در اين صورت لبانتان جز به خير گشوده نشود. از آنچه خداوند روزيتان ساخته خرج كنيد، زيرا انفاقكننده [در راه رضاى من] همچون مجاهد در راه خداست. پس هر كس كه يقين به تلافى و پاداش خداوند داشته باشد انفاق مىنمايد و دلش بدان سخى باشد. كسى كه بر يقين باشد و شكى او را رسد بر يقين خود بماند، زيرا كه شك نمىتواند يقين را باطل و لغو كند. و گواهى و شهادت ناحقّ مدهيد، و هرگز بر سر سفرهاى كه در آن شراب نوشيده مىشود منشينيد، چرا كه بنده نمىداند چه وقت خواهد مرد. و چون يكى از شما بر سر سفره غذا نشست چونان بنده بنشيند، و بر روى زمين غذا بخورد، و يكى از پاهايش را بر ديگر مىاندازد و چهار زانو منشيند، چرا كه آن حالتى از نشستن است
[١] مراد از عقيقه گوسپندى است كه براى نوزاد قربانى مىكنند. و پارهاى از فقها مانند سيّد مرتضى و ابن جنيد و شيخ طوسى آن را واجب شمردهاند و فقهاى پس از او آن را سنّت مؤكّد و مستحبّ دانند.