تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٥٣ - پاسخ امام دهم
شود كيفر گناه خويش ببيند، و اگر توبه نكند در روز قيامت عذابش دو چندان شود و در آن [عذاب] به خوارى جاويدان باشد.
٧- و امّا شهادت آن زن كه بتنهائى جايز مىباشد «قابله» است، البتّه اگر به او رضايت دهند، كه در غير اين صورت كمتر از دو زن كفايت نمىكند، و در اينجا بضرورت دو زن بجاى يك مرد مىباشند، زيرا در اين مورد بخصوص ممكن نيست كه مرد كار زن را انجام دهد، بنا بر اين اگر تنها يك زن بود، شهادت و گواهى او همراه با سوگند پذيرفته مىشود.
٨- و امّا فرمايش على ٧ در مورد فرد خنثى همان گونه است كه فرموده، البتّه بدين قرار كه: مردانى عادل هر كدام آينهاى بدست گرفته و فرد خنثى پشت سر آنان عريان مىشود، و آن جماعت نيز به عكسى كه در آينه افتاده نظر كرده و حكم مىكنند.
٩- و پاسخت در مورد مردى كه چوپانى را ديده كه بر گوسفندى جهيده، اين است: اگر گوسفند را شناخت آن را سر ببرد و بسوزاند، و اگر نشناخت؛ گلّه را دو بخش كند و ميان آن دو قرعه اندازد، پس چون قرعه بنام يكى از آن دو افتاد نيمه ديگر نجات يابد، سپس نيمه باقى مانده را دو بخش كند و ميان آن دو قرعه اندازد، و بهمين ترتيب قرعه را ادامه داده تا دو گوسفند بماند، پس ميان آن دو نيز قرعه اندازد، پس قرعه به هر كداميك افتاد آن را ذبح كرده و بسوزانند، و بدين ترتيب گوسفندان ديگر نجات يابند.
١٠- و امّا قراءت [حمد و سوره] در نماز صبح بلند خوانده مىشود، چرا كه پيامبر ٦ به وقت تاريكى آن را مىخواند، بهمين خاطر قراءت آن از نمازهاى شبانه بحساب آيد.
١١- و كلام على ٧ كه: «قاتل زبير را به دوزخ بشارت ده!» آن پيرو فرمايش رسول خدا ٦ بود، [كه قبلا گفته بود]، و سرانجام قاتل زبير (اين جرموز)[١] از خوارج نهروان گشت، و امير مؤمنان ٧ او را در بصره نكشت
[١] او عمرو بن جرموز است، و گويند: وى پس از كشتن زبير به خدمت امير المؤمنين ٧ رسيده و به دربان آن حضرت گفت: براى قاتل زبير اجازه ورود بگير، پس فرمود: هم اجازه ورودش ده و هم بشارت به دوزخ. و چون چشم آن حضرت به شمشير زبير افتاد فرمود:
[ اين شمشير] مدّتهاى مديد غم و اندوه از چهره رسول خدا ٦ زدود!