تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٥٥ - سخنان كوتاه نقل شده از حضرت هادى
چه مقدار است، هر كدامشان چيزى گفت ولى به معناى آن نرسيدند، سپس امام هادى ٧ پرسيده شد، حضرت ٧ فرمود: هشتاد درهم بدهد، گفت: به چه دليل؟ فرمود: خداوند به پيامبر خود وحى فرمود كه: لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَواطِنَ كَثِيرَةٍ: «بىشكّ خداوند شما را در ميادين بسيار يارى كرد- توبه: ٢٥»، و ما ميادين نبرد آن حضرت را شمرديم و به هشتاد رسيديم، و خداوند آن تعداد را كثير و بسيار ناميده. پس متوكّل از اين سخن خرسند شد و هشتاد درهم صدقه داد.
٣- همانا خداوند را مكانهائى است كه دعا نمودن در آنها را دوست دارد، و دعاى هر كس را در آنجا مستجاب مىفرمايد، و موضع قبر سيّد الشّهداء از آن جمله است.
٤- هر كس از خدا بترسد از او بترسند، و چون خدا را فرمان برد از او فرمان برند، و هر كس كه از خالق اطاعت كند ديگر هيچ باكى از غضب و خشم مخلوق نداشته باشد، و هر كس كه خدا را بخشم آرد مسلّما بداند كه دچار خشم مخلوقين خواهد گرديد.
٥- خداوند نه وصف گردد و نه تعريف جز بدان چه خود خويش را وصف نموده، و چگونه وصف شود آن خدائى كه حواسّ از دركش ناتوان، و تصوّرات از دستيابيش درمانده، و افكار از محدود ساختنش عاجز است و در ديده نگنجد، آن خدائى كه نزديكى او دورى است و دوريش نزديكى، او خود كيفيّت را آفريده بىآنكه گويند او چگونه است، و مكان را خود پديد آورده بىآنكه گويند كجاست، و ساحتش بركنار از كيفيّت و مكان است، او يكتا و يگانه است، عظمت و جلالش با شكوه، و نامهايش پاك و منزّه است.
٦- و حسن بن مسعود[١] گويد: خدمت امام هادى ٧ رسيدم- در حالى كه انگشتم خراش خورده؛ و شانهام در اثر برخورد با راكبى صدمه ديده بود، و نيز در اثر ورود به ازدحام مردم برخى از لباسهايم پاره شده بود- و گفتم: اى روز، خدا مرا از شرّ تو نجات دهد، چقدر تو شوم بودى! پس آن حضرت ٧ بمن فرمود: اى
[١] در هيچ كدام از كتب رجال و معاجم نامى از حسن بن مسعود بميان نيامده، و استاد غفّارى احتمال داده كه« حسن بن مسعود» در اصل« حسن بن سعيد» بوده و تصحيف گشته است. و حسن بن سعيد اهوازى گذشته از آنكه از اصحاب امام رضا و امام جواد عليهما السّلام بوده، از ياران امام هادى أبو الحسن ثالث ٧ نيز مىباشد.