تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٠٤ - از سخنان امام رضا
بوده، و از جمله آنچه بر اين مطلب دلالت مىكند همان فرمايش پيامبر ٦ است هنگامى كه به قبيله بنو وليعه فرمود: «بنو وليعه دست از اين كار بردارند يا فردى همانند خودم را بسويشان روان مىكنم!» يعنى: على را، پس اين يك خصوصيّتى است كه هيچ كس بر آن پيشى نجسته، و فضلى است عارى از هر مخالف، و شرافتى است كه مخلوقى بر آن سبقت نگيرد، چرا كه پيامبر نفس على را همچون نفس خود شمرده. اين سوم.
و امّا چهارم، كه پيامبر همه مردم جز عترت خود را از مسجدش بيرون ساخت، و كار بگونهاى شد كه مردم معترض شدند، و از جمله عبّاس (عموى پيامبر) نيز اعتراض كرده و گفت: اى رسول خدا، همه ما را خارج ساختى و على را باقى گذاردى؟! پيامبر ٦ فرمود: «اين من نبودم كه شما را خارج ساخته و او را باقى گذاردم، بلكه خدا چنين كرد»[١] و اين مطلب روشنگر سخن پيامبر ٦ است كه به على ٧ فرمود: «موقعيّت تو بنزد من همچون موقعيّت هارون است نسبت به موسى».
علما گفتند: اين فضيلت در كجاى قرآن است؟ فرمود: در اين موضوع آيهاى از قرآن آورده و بر شما خواهم خواند، گفتند: بياور، فرمود: اين كلام خداوند عزيز و جليل: وَ أَوْحَيْنا إِلى مُوسى وَ أَخِيهِ أَنْ تَبَوَّءا لِقَوْمِكُما بِمِصْرَ بُيُوتاً وَ اجْعَلُوا بُيُوتَكُمْ قِبْلَةً: «و به موسى و برادرش (هارون) وحى كرديم كه براى قوم خود در مصر خانههائى آماده سازيد و خانههاى خود را مقابل هم قرار دهيد- يونس: ٨٧»،
[١] جناب استاد غفّارى- ايّده اللَّه- در بيان اين فراز گويد:« در آغاز، مسجد النّبيّ به گونهاى ساخته شده بود كه خانههاى بعضى از اصحاب آن را احاطه كرده و هر يك از آنان، از خانه خود دربى به مسجد باز كرده بودند، و چه بسا به حالت جنابت براى غسل از منزل خارج شده و وارد مسجد النّبى شده و از آن عبور نموده و خارج مىشدند، و از آنجا كه در مسجد النّبىّ، شخص جنب حتّى عبورى هم نمىتواند گذر كند، لذا حضرت رسول ٦ دستور فرمود تا همه اصحاب درب خانههاى خود را كه به مسجد باز مىشد ببندند، و از اين حكم على ٧ را استثناء فرمود، و منظور از خارج كردن همه، همين بستن درب خانهها است كه در تاريخ از آن به« سدّ أبواب» تعبير شده است. و نكته ديگر در اين قسمت از حديث مسأله عبّاس عموى پيامبر است كه در قضيّه« سدّ أبواب» هنوز ايمان نياورده، و در مكّه زندگى مىكرد، لذا بايد گفت: لفظ« عبّاس» در اين حديث يا شخصى غير از عموى پيامبر است و يا تصحيف شده و در اصل به جاى« عبّاس»« بعض» و يا چيزى شبيه به آن بوده است».