تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٩٤ - سفارشات امام صادق
كردند و معاملات ربوى را رواج دادند، كنيسهها (عبادتگاهها) را بنا نهاده، ولى زكات نپرداختند. موسى ٧ عرض كرد: خداوندا! با رحمت خود بر ايشان لطف كن، كه اينان عارى از انديشه و بىخردند. پس خداوند به موسى وحى فرستاد كه «من پس از چهل روز ديگر بر آنان باران مىفرستم و ايشان را مىآزمايم». ولى اين مطلب را پراكنده ساختند و افشا نمودند، در نتيجه بارش باران به مدّت چهل سال از ايشان دريغ شد. و شما [اى جماعت شيعه] فرجتان نزديك شده بود، و شما آن را در محافلتان منتشر ساختيد [از اين رو آن نيز به عقب افتاد].
اى أبو جعفر، شما را با مردم چه كار؟ دست از مردم برداريد، و هيچ كس را بدين امر (امامت ما) مخوانيد، بخدا سوگند اگر تمام آسمانيان [و اهل زمين] بر گمراه ساختن آن بنده كه خداوند هدايتش را خواسته گرد آيند نتوانند گمراهش كنند.
دست از مردم برداريد و ايشان را رها سازيد، كسى از شما نگويد: برادرم، عمويم، همسايهام. كه بىشكّ هر گاه خداوند جليل و عزيز خير بندهاى را بخواهد آنچنان روحش را پاك سازد كه بمحض شنيدن سخن پسنديده آن را بشناسد و بجا آورد، و ديگر هيچ حرف ناپسند و زشتى را نپذيرد، و كلمهاى را بدلش الهام فرمايد كه توسّط آن كارش را فراهم آورد.
پسر نعمان! اگر خواسته باشى برادرت (همكيشت) دوستيش را براى تو پاك و خالص سازد، بهيچ وجه با او شوخى مكن، جدال مكن، بر او مباهات و فخر مكن، با او بدرفتارى مكن. او را از راز خود باخبر مساز، جز آن رازى كه در صورت باخبر شدن دشمنت از آن راز زيانى بتو نرسد، كه دوست گاهى دشمنت مىشود.
پسر نعمان! هيچ بندهاى تا سه سنّت و رفتار در وى نباشد به مقام اهل ايمان نرسد: فرمانى از خدا، و سنّتى از پيامبر، و رفتارى از امام. آن سنّت خداوند اين است كه سرّ پوش باشد، خداوند مىفرمايد: عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً، يعنى: «داناى نهان و ناپيداست، و كسى را بر غيب خود آگاه نسازد- جنّ: ٢٦».
و سنّت پيامبر ٦ اين است كه با مردم مدارا كند و با شيوهاى نيكو با ايشان رفتار كند. و آن رفتار از امام اين است كه در سختى و گرفتارى تا رسيدن فرج الهى پايدارى كند.
پسر نعمان! سخنورى و بلاغت تنها به تيزى زبان و ياوهسرائى نيست، بلكه رساندن مقصود و حجّت و برهان صحيح است.