تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٩٦ - نامه امام صادق
تجمّع شما و ايشان يكى است. و براستى كه اگر خداوند بندهاى را در اصل آفرينش مؤمن بيافريند، تا او را بيزار از بدى نسازد و از آن دورش نكند آن شخص نميرد، و هر كس را كه خدا بيزار از بدى ساخت و شرّ را از او دور نمود؛ او را از گزند كبر و بزرگى حفظ كند، در نتيجه سر براه شود و اخلاقش نيكو و گشاده رو گردد، و وقار و آرامش و افتادگى اسلام در او نمايان شود، و از امورى كه خداوند حرام ساخته پرهيز كند، و از كارهائى كه موجب خشم خداوند مىشود دورى گزيند، و خداوند دوستى و مداراى با مردم را نصيبش فرمايد، و گسستن از مردم و دشمنى با آنان را ترك گويد. و با اين خوى ناپسند و دارندگان آن خصلت رابطهاى ندارد.
و براستى اگر خداوند بندهاى را در اصل آفرينش كافر بيافريند[١] آن بنده نميرد تا اينكه خداوند شرّ و بدى را محبوب او سازد و وى را بدان نزديك نمايد. پس چون نظرش را به بدى جلب؛ و بدان نزديكش ساخت، گرفتار كبر و بزرگى شود، سنگدل و بدرفتار گردد، ترش روى و بد زبان و بىحيا شود، و خداوند پردهاش بدرد، و آن بنده آنچنان بر مركب گناه بتازد كه هيچ گاه باز نايستد. و آنچنان نافرمانى خدا را پيش گيرد كه هم طاعت الهى و هم اهل طاعت را دشمن بدارد. چه دور است فاصله ميان حال مؤمن و كافر! بنا بر اين از خدا درخواست عافيت كنيد، و تنها از او بجوئيد و طلب كنيد، و لا حول و لا قوّة إلّا باللَّه.
بسيار دعا كنيد! كه براستى خداوند آن بندگانش كه دست نياز بسوى او برميدارند و بدرگاهش دعا ميكنند را دوست دارد، و بندگان مؤمن خود را وعده
[١] ظاهر اين كلام همان عقيده به جبر است كه در مذهب اهل بيت عليهم السّلام مردود و باطل مىباشد، زيرا آن مخالف اختيار و همچنين نصّ صريح قرآن است كه ميفرمايد: فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ يعنى:« همان فطرتى كه خدا مردم را بر آن آفريده است آفرينش خداى را دگرگونى نيست». پس اين كلام يا نياز به تأويل دارد و يا بايد بر آن توقّف نمود و يا علم آن را به اهلش واگذاشت، و جناب استاد غفّارى- حفظه اللَّه- را عقيده بر اين است كه گذشته از بحثهاى مفصّل در باب جبر و اختيار، احتمال ميرود كه متن حديث بدست راويان بىتوجّه دستخوش تغيير و تصرّف گشته باشد، كه اصل« جعله» بوده كه شده« خلقه». و بيان خبر اين گونه مىشود كه ثمرات و نتايج موزون بودن با نظام هستى و فرامين الهى همان مكارم اخلاق و درستى عمل است، و پيامدهاى انحراف از نظام و سرپيچى از دستورات الهى همان مفاسد اخلاقى ميباشد كه در متن بدان اشاره گرديده است. در نهايت براى اطّلاع بيشتر به مجلّد دوم اصول كافى بحث« طينت مؤمن و كافر» مراجعه فرمائيد.