تحف العقول ت جعفری - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٠٣ - سخنانى كوتاه از امير مؤمنان
شما همان كند كه با گذشتگان نموده).
١٣٨- نماز موجب تقرّب هر پرهيزگار است، و حجّ جهاد هر ناتوان و ضعيف. براى هر چيز زكاتى است و زكات بدن روزه است. برترين كردار آدمى چشم براه بودن او به گشايش الهى است. دعوتكننده بىعمل همچون تيرانداز بىزه است. آن كس كه يقين به پاداش دارد در بخشش سخاوت بخرج دهد. روزى را با دادن صدقه فرود آريد. و اموالتان را با پرداخت زكات نگهداريد. آن كس كه ميانهروى پيشه سازد هرگز نيازمند نخواهد شد. حسابگرى و تدبير نيمى از زندگى است و مهرورزى نيمى از خرد و عقل، و اندوه خوردن؛ نيمى از ابطال است. كمى نانخور از زن و فرزند يكى از دو آسايش و وسعت زندگى است.
هر كس كه پدر و مادرش را غمگين سازد بديشان عصيان ورزيده. هر كس به وقت مصيبت و غم دست بر ران خود كوبد اجرش تباه گردد. احسان كردن جز به خانوادهدار و يا فرد ديندار احسان نيست. خداوند مصيبت را در حدّ و اندازه صبر و خود نگهدارى فرو فرستد. هر كس به حساب خرج كند خداوند روزيش دهد، و آن كس كه ولخرجى كند محرومش سازد. درستى روزى آورد و نادرستى فقر و تنگدستى. چنانچه خداوند خير مورچه را مىخواست بدو بال نمىداد (چون مورچه بالدار عمرش كوتاه است).
١٣٩- كالاى دنيا همچون نشخوار و گياهان خشكيده است، و ميراث آن چون مشتى گوسفند و شتر! قناعت در حدّ كفافش برتر از انباشتن و ذخيرت آن است، و دل كندن از آن مطمئنتر از اعتماد بر آن. [در دنيا] توانگر و دارا محكوم به درويشى و فقر است. راحتى آن در بىرغبتيش نهفته است. آن كس را كه ظاهر دلرباى دنيا به شگفتش آورد كوريش از پى درآيد. هر كس كه خود را شيفته دنيا سازد؛ دلش را پر از غم و اندوه كند و جنبشى بر سويداى دل او برپا كند مانند جنب و جوش كره [كه از حركت سريع مشك شير حاصل شود] اندوهى نگرانش سازد و غمى مشغول. تا آنگاه كه گلويش بگيرد و رگهاى قلبش قطع گردد، و پيكرى [براى دفن] به گوشهاى افتاده شده، سرآمدن عمرش بر خدا آسان است و مكان دفنش بر نيكان سهل و بىاهميّت. و جز اين نيست كه فرد مؤمن دنيا را به ديده عبرت بنگرد، و از آن در حدّ ضرورت بهره گيرد، و به گوش دشمنى و بغض [دنيا را] مىشنود.
١٤٠- حلم را فرا گيريد، كه آن يار و وزير مؤمن است، و دانش راهنماى او،