معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٧٨ - مقدمه
استاد ما مرحوم شيخ محمد رضا جرقويى اصفهانى در كربلا مىگفت: اينكه بعضى مىگويند باء در اين آيه براى تبعيض است، اشتباه مىكنند زيرا نكته اينجا است كه كلمه مسح خودش متعدى است و آوردن باء براى الصاق است. لذا مفهوم الصاق در مسح تضمين مىشود و معناى آن الصقوا المسح بالرأس مىشود. حال اگر دست را اندكى به سر بكشند، معناى الصاق امتثال مىشود. اين دقت را امام صادق (ع) به زراره ياد مىدهد.
بينات: با پيشرفت علم تفسير مىبينيم كه دانشمندان در هر عصر به برداشتها و فهمهاى جديدى از آيات رسيدهاند. روايات بطون سبعه هم شايد به همين مسأله اشاره داشته باشد. سئوال اينجا است كه آيا مرز و پايانى براى دريافت پيامهاى جديد وجود دارد؟
استاد: گرچه من روايات سبعه بطون را در جاى معتبرى نديدم، اما علىالقاعده درست است؛ چون گاهى اوقات از يك آيه چند پيام عرضى فهميده مىشود و گاهى هر پيام در طول خود پيام ديگرى را مىرساند.
حديثى از پيامبر اكرم (ص) است كه له نجوم و على نجومه نجوم[١] كه به همين اشاره مىكند. قرآن عمقى دارد كه هر چه برويد به قعر آن نمىرسيد. معناى اين روايت اين است كه مىشود برداشتهاى بىنهايتى از قرآن داشت. چه بسا در عصر شكوفايى علم پس از ظهور امام زمان (عج)، برداشتهاى روشنترى از قرآن بشود. البته اين غلط است كه بگوييم با آمدن حضرت، غايةالعلم نشان داده مىشود، چرا كه در آن صورت باب تحقيق بسته مىشود. من با اين فكر مبارزه مىكنم. اتفاقاً حضرت كه تشريف بياورند، ما را وامىدارند به ادامه اين راه و كمك مىكنند؛ چرا كه قرآن درياى بىانتها است.
بينات: با توجه به اينكه جلد ششم التمهيد را به تفسير علمى و اعجاز قرآن اختصاص داديد، سؤال اين است كه ما تا چه حدّى مىتوانيم به علوم تجربى تكيه كنيم و چه نوع از تفسير علمى را جايز و چه نوع را غير مجاز مىدانيد؟
استاد: فهم كلام هر متكلمى مبتنى بر ابزارى است و هر مخاطبى با يك
[١] . علامه مجلسى، بحارالانوار، ج ٧٧، ص ١٣٥.