معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ٣٢ - مصاحبه با آيتالله العظمى مكارم شيرازى
و قطعيه و القاى خصوصيتها مىتواند مكمل آن دو باشد.
حاج آقاى رشاد: مطلبى كه اخيراً به عنوان فلسفه مطرح مىشود- كه حضرتعالى هم در دايرةالمعارف اخيراً به خوبى و براى اولين بار بين فقها به اين موضوع توجه فرموديد و مباحث فلسفى فقه را به عنوان درآمدى بر اين دايرةالمعارف مورد توجه قرار داديد- بسيار مهم و به جا است، گرچه بعضى با اغراض ديگرى به موضوع فلسفه فقه نگاه مىكنند؛ چرا كه آنها تصور مىكنند مىتوانند در مبانى، مواردى را القاى كنند كه ساخت و جهتگيرى فقه را تغيير دهد، لذا اينگونه مسائل را مطرح مىكنند. به هر حال فقه با فلسفه و جهانبينى با كلام تحت عنوان رؤوس ثمانيه و مبادى تصورى و تصديقى با يكديگر مرتبط هستند. حال آيا در اصول و در منطق استنباط، به توسعه و تكامل و تغيير تصحيحى احساس نياز مىشود يا خير؟ حضرتعالى در دايرةالمعارف كه ادوار فقه را نيز مرقوم فرموديد، به اين نكته اشاره كرديد كه در ادوار مختلف، گاه ساختار ابواب فقه و چينش آن دستخوش تغيير شده است. همچنين در زمينه مسائل و فروع و به خصوص مسائل مستحدثه مىتوان توسعه و تحول ايجاد كرد. خواهشمنديم راجع به راهها، شيوهها و سطوح تحول در فقه اگر مطالبى مد نظر حضرتعالى است بفرماييد.
آيتالله مكارم شيرازى: راجع به تحول در فقه بايد بگويم به عقيده من پيش از آنكه ما در فقه تحول ايجاد كنيم، بايد در علم اصول اين تحول صورت پذيرد. چرا كه اصول ما مجموعهاى از مسائل پراكنده نامنسجم است كه با يكديگر همخوانى ندارد. مثلًا ما مىگوييم ادله اربعه دليل ما در احكام است، حال از دليل كتاب الله كجا به صورت مبسوط بحث شده است؟ چراكه در اين زمينه آنچه مورد بحث قرار مىگيرد، فقط حجيت ظواهر است و بس. دليل ديگر ما سنت است كه معمولًا فقط از خبر واحد بحث مىشود. لذا از دليل عقل به صورت مبسوط و مفصل بحث نمىشود.
حاج آقاى رشاد: بحث ثقيل اصول در مباحث الفاظ است و بحثهاى عقليمان بيشتر در دل مباحث الفاظ گنجانده شده است.