معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٤٧ - نقد آراى علامه در آثار استاد معرفت
استاد معرفت: آنچه فخر رازى و علامه طباطبايى درباره استينافى بودن واو در وَالرَّاسِخُونَ فِى الْعِلْمِ گفتهاند، يك ذوق ادبى دور از فهم (الاستذاقة الغريبة) است. گرچه جايگاه شامخ امام فخر رازى و علامه طباطبايى در علوم عقلى جاى سخن ندارد؛ ليكن ذوق ادبى آنان در علوم زبانى و نقلى مورد نقد است.[١] ايشان با استناد به آياتى از قرآن و كلم عرب، شواهد هفتگانهاى را ذكر مىكنند كه «واو» در اينگونه موارد عاطفه است، نه استينافيه.
٥. علامه طباطبايى: گرچه آيه وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِما قالُوا بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ[٢] قابل انطباق بر عقيده يهوديان مبنى بر «عدم جواز نسخ در احكام دينى و در حوادث تكوينى» است؛ ليكن چنين انطباقى با ذيل آيه: يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ هماهنگ نيست، زيرا ذيل آيه مىطلبد [مستدعى است] كه نظر در صدر آيه به مسأله بخل و تقتير در رزق باشد.
استاد معرفت:[٣] ذكر انفاق در ذيل آيه يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ براى بيان يكى از مصاديق بسط يد خداوند و شمول و فراگيرى قدرت او است و به انحصار انفاق ناظر نيست.
٦. علامه طباطبايى: قول يهوديان كه گفتند: دست خدا بسته است: يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ[٤] به صورت الزام (استلزام) صادر شده است؛ يعنى لازم رأى آنان است [نه متن و عين گفتارشان]، زيرا آنان خدا را فقير مىدانند:
قالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِياءُ[٥]
لازم فقر و تهىدستى، عجز و بسته بودن دست است.
استاد معرفت: روايات تفسيرى اهلبيت (ع) حاكى است كه اين آيه عقيده
آنان را حكايت مىكند [نه لازم آن را].[٦]
[١] . ر. ك: التمهيد، ج ٣، صص ٤٤- ٤٣؛ علوم قرآنى، صص ٢٩٤- ٢٨٩.
[٢] . مائده، آيه ٦٤.
[٣] . شبهات و ردود، صص ٣٦٢- ٣٦١.
[٤] . مائده، آيه ٦٤.
[٥] . آل عمران، آيه ١٨١.
[٦] . شبهات و ردود، ص ٣٥٨.