معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٤٦ - نقد آراى علامه در آثار استاد معرفت
نظريه خود به آنها استناد كرده است و به عنوان نمونه مىگويد: در هشت موردى كه در سوره يوسف لفظ تأويل به كار رفته، هيچ يك به معناى حقيقت عينى و خارجى نمىتواند باشد و تماماً از قبيل مفاهيم و معانى است.
وى آيات را مطابق رأى مشهور (تأويل به يكى از سه معنا است: توجيه، تعبير خواب، بطن قرآن) تفسير مىكند.[١]
٢. علامه طباطبايى: [ذيل حروف مقطعه سوره شورى] حروف مقطعه اوايل سورهها با مضامين سوره و محتواى آن پيوند ويژهاى دارند.
استاد معرفت: اين حروف، اشاراتى رمزى به اسرارى است ميان خدا و رسولش كه جز امينان وحى الهى كسى به آن راه نيافته و اگر اطلاع بر آنها براى غير آنان ميسور بود، نيازى به رمزگويى و رازپردازى نبود و از آغاز به صورت رمز در نمىآمد. آرى! امكان دارد آثار و فوايدى از قبيل آنچه زمخشرى بدان اشاره كرده و در كلام زركشى آمده و قريحه علامه طباطبايى آن را احتمال داده، گوشهاى از آن حكمتها و فوايدى باشد كه در حروف مقطعه به وديعت نهاده شده است.[٢]
٣. نقد استاد معرفت نسبت به علامه طباطبايى درباره استناد علامه به روايتى ضعيف در تفسير قرآن با اينكه برخلاف مسلك علامه در تفسير است.[٣]
٤. علامه طباطبايى: از ظاهر آيه هفتم آل عمران بر مىآيد كه علم به تأويل متشابهات قرآن منحصراً از آنِ خدا است، گرچه ادله ديگر (غير از اين آيه) مانند اخبار و روايات دلالت دارد كه راسخان در علم نيز عالم به تأويل متشابهات قرآناند و امكان دسترسى به حقايق نهفته در اين آيات برايشان ميسر است.
آنچه گفته شد نتيجه استينافى (نه عطف) دانستن واو در وَالرَّاسِخُونَ فِى
الْعِلْمِ در آيه مزبور است.
[١] . ر. ك:« تأويل در تفسير الميزان»، مجله وقف ميراث جاويدان، سال دوم، شماره ٥، صص ١٨- ١٤.
[٢] . ر. ك: التأويل فى مختلف المذاهب و الآراء، صص ١٨٧- ١٨٦؛ التمهيد، ج ٥، صص ٣١٤- ٣١٣؛ علوم قرآنى، ص ٣٣٩.
[٣] . ر. ك: شبهات و ردود، ص ٧٦.