معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٢٩ - مقدمه
كه در آن وارد شويم و جز سب و لعن و شتم نشنويم. آن كتاب غوغايى به بار آورد كه باعث شد او كتابها را جمع كند، ولى بهطور كامل موفق به اين كار نشد.
كيهانفرهنگى: گويا ايشان خود در اواخر عمر ردى بر آن كتاب نوشت.
آيتالله معرفت: آن رديه در حكم عذر بدتر از گناه بود. در ردش مىگويد: «منظور من از اينكه قرآن تحريف شده، نه قرآنى است كه از عثمان به دست ما رسيده، آن قرآنى كه خدا بر پيغمبر نازل كرده تحريف شده است». اين عذر او است.
پس مسأله تحريف مسألهاى است كه در طول تاريخ شيعه مورد انكار علما بوده و محققين و محدثين از شيخ صدوق گرفته- كه شيخالمحدثين است- تا خاتمه المحدثين كه شيخ حر عاملى و مرحوم فيض هستند، بر آن باور بودهاند.
من كتابم را بر اين مبنا نوشتم و اينها را فدا كردم. يعنى كارى كردم كه آبروى اينها به عنوان علماى شاخص شيعه برده شود. امر داير بود كه آبروى شيعه و قرآن را حفظ كنم و يا چند نفر از اين اشخاص را. علامه سبحانى وقتى كتاب ما را ديد، بسيار ما را تحسين كرد و فرمود: «من تحسين مىكنم تو را كه مىتوانستى آنچه را سالها در دل ما بود، پياده كنى و بسيار كار خوبى كردى؛ و اين سيد چه كارها كرده كه به ضرر شيعه تمام شده».
علامه عسگرى نيز از طريق تلفن تماس گرفت و عبارتش اين بود كه: بردت قلبى برد الله قلبك، ثلجت قلبى ثلج الله قلبك (اين دل مرا خنك كردى كه خداوند دلت را خنك كند) چه خدمت بزرگى به عالم تشيع كردى كه اين دو نفر را از عالم تشيع بيرون كردى. ما دو نفر را فداى مذهبمان كرديم، هر چه باداباد».
كيهانفرهنگى: درباره تحريف انجبيل و تورات چه نظرى داريد؟
آيتالله معرفت: مبنايى كه ما داريم و در همين كتاب آن را نوشتهايم، آن
است كه به عقيده ما تورات و انجيل نيز تحريف نشدهاند.
ما دو نوع تحريف داريم: تحريف لفظى و تحريف معنايى. در قرآن آمده: