معرفت قرآنى (يادنگار آيت الله محمد هادي معرفت) - كنگره بزرگداشت آيت الله معرفت - الصفحة ١٠٢ - مقدمه
ما منفصل نمىشد و تا امروز هم ادامه دارد. البته ما از وقتى كه خودمان را شناختيم، طلبه بوديم. اوايل طلبگى در كربلا حركت به پيروى از بعضى حركتهاى فكرى اسلامى آغاز شده بود كه بيشتر منشأ آن يكى از آقايان بود و اين جانب بعضى از كتابهاى مقدمات مانند كبرى و منطق و حاشيه را پيش ايشان خواندم و نيز برخى ازعلوم رياضى مانند حساب، هندسه، جبر و مقابله، هيئت فلك. ايشان بر ما در اين امور تقدم داشت و اين علوم را نزد استادان بزرگى دريافت كرده بود. همچنين افكار انقلابى داشت. از اينرو همين طلبههاى جوانى را كه در حوزه مشغول بودند، جمع و جور مىكرد و برنامههايى داشت، از جمله در مجلهاى به نام اجوبة المسائل الدينية اعلاميهاى صادر كردند كه ما حاضريم به هر سؤالى در زمينه مسايل دينى پاسخ دهيم. طلبههاى جوان و فاضل جمع مىشدند و به همراه دوستان به پرسشهايى كه از اطراف عراق مىرسيد، پاسخ مىداديم. مجله موفقى بود و ادامه هم پيدا كرد. ما همان وقت به نويسندگى به سبك جديد (سبك عربى آن زمان) پرداختيم و همين منشأيى شد كه اين جانب وقتى به نجف منتقل شدم، اين كار را ادامه دهم. يعنى با اينكه به نجف منتقل شده بودم، با اينگونه نشريات تشريك مساعى داشتم. افزون بر نجف، در جاهاى ديگر هم اين فكر رواج پيدا كرده بود كه باز مىآمدند سراغ ما و تشريك مساعى مىكرديم. كتاب تناسخ الارواح را آن زمان در نجف نوشتم، چون آن زمان در تهران و بغداد موجى ايجاد شده بود مبنى بر اينكه انسانها بعد از مردن، دوباره در بدنهاى ديگر باز مىگردند و اين كار تكرار مىشود.
به ياد دارم كه در تهران ابوالقاسم پاينده در روزنامه اطلاعات مطالب مفصلى در اينباره مىنوشت و غوغايى به راه انداخته بود. بعد آقاى مكارم در اينباره كتاب نوشت. من هم تناسخالارواح را در نجف نوشتم و به دانشگاه بغداد فرستادم. اين موضوع به سال ١٣٤٥ شمسى برمىگردد. البته اين مقالهها در نجف براى ما هم مىآمد. در همين دوره در نجف بعضى از علوم جنبى مانند هيئت و رياضيات را تدريس مىكردم، بعد هم درس تفسير اضافه شد.