قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٨٦ - فصل هفدهم - در صلح
نموده، و براى خود در مدّت بيست سال اختيار فسخ قرار داده، و در ضمن عقد مصالحه شرط نموده كه اگر در اين مدّت، فوت نمايد خواهرش وصىّ او باشد كه يك ثلث از مال مصالحه شده را در امور خيريه صرف نمايد. اين قرارداد را فسخ نكرده فوت نمود. در صورتى كه غير از آن دو فرزند فرزندان ديگر هم دارد. آيا آنان شرعاً حقّ اعتراض در اموال مصالحه شده را دارند؟
ج- در فرض مرقوم صلح و شرط ضمن آن نافذ است، و ساير ورثه حقّ اعتراض ندارند. ج ٣ ف ص ٢٠- ٢١
(٢٣٧- ٨٣٧)
س ٤- اگر كسى با اختيار و بدون اجبار كلّيه اموال خود را در حال حيات به ديگرى (غير از اولاد خودش) مصالحه نمايد و كتباً مصالحه نامه بدهد، آيا اموال او متعلّق به متصالح مىشود يا اين مصالحه نامه باطل است؟
ج- اگر به وجه شرعى ثابت شود كه شخص در حال حيات اموال خود را به كسى صلح كرده و به او منتقل ساخته به نحوى كه در حين «فوت» مالك آن اموال نبوده ورثه در آن اموال حقّى ندارند. ج ٣ ف ص ٢١
(٨٣٧)
- ر. ك. ٤٤٩ س ١.
ماده ٧٦١: صلحى كه در مورد تنازع يا مبنى به تسامح باشد قاطع بين طرفين است و هيچ يك نمىتواند آن را فسخ كند اگر چه به ادعاء غبن باشد مگر در صورت تخلف شرط يا اشتراط خيار.
ماده ٧٦٢: اگر در طرف مصالحه و يا در مورد صلح اشتباهى واقع شده باشد صلح باطل است.
- ر. ك.^^^ ٤٢١/ مس/ ٥ قسمت دوم ... بنابراين در صورتى كه به نحو تقييد باشد ....
ماده ٧٦٣: صلح به اكراه نافذ نيست.
ماده ٧٦٤: تدليس در صلح موجب خيار فسخ است.
ماده ٧٦٥: صلح دعوى مبتنى بر معامله باطله باطل است ولى صلح دعوى ناشى از بطلان معامله صحيح است.
ماده ٧٦٦: اگر طرفين به طور كلى تمام دعاوى واقعيه و فرضيه خود را به صلح خاتمه داده باشند كليه دعاوى داخل در صلح محسوب است اگر چه منشأ دعوى در حين صلح