قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٣٥٦ - فصل دوم - قابليت صحى براى ازدواج
پسر تلاش بسيار كرد تا رضايت خانوادهاش را به دست آورد ولى آنان راضى نشدند تا بالأخره پسر تصميم به استخاره گرفت و استخاره هم بد آمد، البتّه خودش مىگويد از اين كه استخاره كرده پشيمان است لطفاً بفرمائيد آيا رضايت پدر و مادر ايشان در ازدواج پسرشان لازم است؟ و نيز آيا ما مىتوانيم خلاف اين استخاره عمل كنيم؟
ج- اجازه پدر و مادر در ازدواج پسر شرط نيست، و استخاره الزام نمىآورد، و به اين استخاره ترتيب اثر ندهيد. ولى در صحّت عقد شما اجازه پدرتان شرط است.
ج ٣ ف ص ١٧٢
س ٣٣- من حدود يك سال و نيم پيش خواستم با دخترى ازدواج كنم، از او در مورد رضايت پدرش پرسيدم، اظهار داشت پدرش موافقت نموده است. با توجّه به اين كه امام خمينى رضايت پدر را احتياط واجب دانستهاند (و احتياط واجب را هم تقريباً همه فقها اجازه دادهاند كه مىشود از مجتهد ديگرى تقليد كرد) من در اين مسأله از مجتهد ديگرى كه اجازه پدر را مستحبّ مىدانست تقليد كردم، و خودمان صيغه عقد را خوانديم، ولى مدّتى قبل فهميدم مجتهدى كه ما در اين مسأله از او تقليد كرديم در آن موقع فوت كرده بوده و من خبر نداشتهام، الآن به علّت اختلافاتى نمىتوانم از پدر دختر تحقيق نمايم كه اجازه داده است يا نه، ولى مطمئنّم كه خانوادهاش از ازدواج ما خبر داشتهاند. آيا عقد ما درست است يا باطل؟ و آيا بدون اجازه من مىتوانند اين دختر را به عقد ديگرى در آورند؟
ج- نمىتوانند بدون طلاق زن را به ديگرى شوهر دهند، و احتياط آن است كه يا پدرِ دختر عقد را اجازه كند و يا مردْ زن را طلاق دهد. ج ٣ ف ص ١٧٢- ١٧٣
(١٠٦٣)
س ٣٤- دختر باكرهاى بدون اجازه پدرش شوهر اختيار نموده، و به واسطه شكايت پدر (كه علّت آن فقدان صلاحيّت اخلاقى پسر بوده) ازدواج آنها باطل شده، ولى بلافاصله مجدّداً بدون اذن پدر و مادر با همان پسر ازدواج نموده، آيا ازدواج دوّم با همان پسر صحيح است يا باطل؟
ج- اگر در وقت ازدواج دوّم هنوز دختر باكره بوده اعتبار اذن پدر به قوت خود باقى است، و اگر باكره نبوده ولايت پدر ساقط بوده است. ج ٣ ف ص ١٧٣
س ٣٥- محترماً معروض مىدارد كه دخترى را يك نفر خواستگارى نموده، دختر