قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٣٥٤ - فصل دوم - قابليت صحى براى ازدواج
ج- ازدواج دختر باكره منوط به اجازه پدر است، و فرقى بين ازدواج دايم و منقطع نيست. ج ٣ ف ص ١٦٨- ١٦٩
س ٢٥- اگر دخترى باكره نباشد، ولى عدم باكره بودن او مستند به زنا باشد، آيا همين براى صحّت ازدواج بدون اذن پدر كافى است يا خير؟
ج- بعيد نيست عدم الحاق به بكر، لكن احتياط در آن ترك نشود. ج ٣ ف ص ١٦٩
س ٢٦- اينجانب دخترى هستم هيجده ساله كه مدّت هشت ماه است يكى از افراد فاميل از من خواستگارى كرده و خانوادهام نيز قبول كردهاند، و اينان بارها آمدهاند و گفتهاند كه «اجازه بدهيد صيغه را بخوانيم تا پسر و دختر به همديگر محرم بشوند» امّا خانواده من قبول نمىكنند، و مىگويند «پسر اگر مىخواهد بيايد و برود، ولى ما نمىگذاريم صيغه بخوانيد» من هم حاضر نيستم و مىگويم گناه دارد. از طرفى هم پسر مىگويد ما بايد درباره زندگى آيندهمان حرف بزنيم. آيا مىشود بدون اجازه پدر و مادر براى يك مدّت معيّنى با شرايط معيّن، صيغه محرميّت بخوانيم يا نه؟ و اگر ممكن است بفرمائيد كه ما چكار كنيم كه از نظر شرعى گناهى مرتكب نشويم و اشكال نداشته باشد؟
ج- بدون عقد بر يكديگر محرم نيستند، و عقد بايد با اجازه پدر دختر باشد.
ج ٣ ف ص ١٦٩
س ٢٧- پدرى به خاطر اين كه اجازه عقد را نداده به دادگاه شكايت كرده و حكم به ابطالِ عقدِ واقع شده گرفت، و بنابر احتياط طلاق را جارى كرده ولى دختر و پسر مجدّداً به ازدواج هم در آمدهاند با توجّه به اين كه آنها دختر دايى و پسر عمّه بوده و همديگر را دوست داشته و به احتمال زياد زوجه حامله مىباشد تقاضا داريم كه حكم شرعى را بيان فرمائيد؟
ج- اگر قبل از عقد دوّم دخول محقّق شده عقد ازدواج دوّم صحيح است و احتياج به اذن و اجازه پدر ندارد. ج ٣ ف ص ١٧٠
س ٢٨- نظر به اين كه در توضيحالمسائل اجازه پدر را براى ازدواج دخترش شرط فرمودهايد، ولى در جلد دوّم تحريرالوسيله اجازه پدر را در بعضى از صور مسأله براى دخترى كه به سنّ رشد شرعى رسيده باشد شرط نفرمودهايد، مستدعى است نظر خود را در مورد دخترى كه كبيره و رشيده است و مىخواهد ازدواج كند ولى پدر دختر اجازه