قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٣٥١ - فصل دوم - قابليت صحى براى ازدواج
مشروط بر اين كه اگر صيغه عقد بخوانيم هيچگونه نزديكى با هم نخواهيم داشت.
ج- پدر دختر بايد اجازه بدهد ولى اجازه پدر پسر لازم نيست. ج ٣ ف ص ١٦٢- ١٦٣
س ١١- جوانى به خواستگارى دخترى مىرود (كه برادر او عضو بسيج است و حدود پنج ماه است كه به اسارت متجاوزين بعثى در آمده) خانواده دختر جواب مىدهند: «از دين و اخلاق يا لحاظ ديگر شما راضى هستيم و خود دختر نيز همينطور، ولى براى انجام اين پيوند بايد صبر كنى تا اسير جنگى ما (برادر دختر) برگردد» و اين امر باعث انجام نشدن ازدواج مىگردد. آيا از نظر شرعى درست است كه خانواده دختر صبر كنند تا اسير آنان آزاد شود؟
ج- اختيار با پدر دختر است، مگر آنكه دختر ميل به ازدواج داشته باشد و پسر حاضر نباشد صبر كند و پدر اگر فعلًا موافقت نكند خوف آن باشد كه بعداً خواستگارى كه كفو دختر باشد پيدا نشود، در اين صورت ولايت پدر ساقط است. ج ٣ ف ص ١٦٣
س ١٢- اگر شخصى پدر نداشته باشد و تحت تكفّل مادر باشد براى ازدواج او (با صيغه موقّت باشد و يا عقد دايم) اذن چه كسى واجب است؟ آيا اجازه اجداد شرط است يا نه؟
ج- اگر دختر است و جدّ پدرى دارد بايد با اجازه او عقد كند. ج ٣ ف ص ١٦٤
س ١٣- الف: آيا دخترى كه پدر و پدربزرگ نداشته باشد مىتواند ازدواج موقّت بكند؟
ج- مانع ندارد. ج ٣ ف ص ١٦٤
ب: اگر پدر داشته باشد ولى در شهر ديگرى باشد و به آسانى تماس با او ممكن نباشد چطور؟
ج- اگر طورى است كه اجازه گرفتن از او ممكن نيست اشكال ندارد، ولى اگر تماس با او ممكن است- ولو مدّتى طول بكشد يا سخت باشد- بدون اجازه نمىتواند صيغه شود. ج ٣ ف ص ١٦٤
(١٠٤٤)
س ١٤- پدرى دخترش را به نامزدى شخصى انتخاب كرده و پس از عقد براى مراسم عروسى به تكاپو افتاده است، ولى چون از اوّل پدر بدون اطّلاع دختر دست به اين كار زده دختر ناراضى بوده و هست، البتّه اگر پدر در همان اوايل از خواستههاى دختر مطّلع