قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ١٨٦ - فصل اول - در موجبات ارث و طبقات مختلفه وراث
نمىباشد، در اين باره چه دستورى مىفرمائيد؟
ج- دايى و خاله در ارث سهيم هستند و در صورت خلاف و نزاع به دادگاههاى صالحه مراجعه نمائيد. ج ٣ ف ص ٤١٤
(٩٣٥)
س ١١٤- پدرى يك دختر داشته كه قبل از خودش فوت كرده است، از آن دختر دو دختر بچّه صغير باقى مانده، بعداً پدر هم فوت كرده است، هم اكنون برادر شخص فوت شده (عموى دختر) مدّعى است كه برادرم در زمان حيات با من مصالحه خطّى امضا كرده كه «پس از من، ماترك من مال تو است»! آيا بچّههاى صغير دختر ايشان از ماترك او سهمى دارند؟
ج- در فرض مرقوم ارث شخص متوفّى به نوههايش مىرسد، و برادر ميّت سهمى در آن ندارد. ج ٣ ف ص ٤٣٠
(٨٨٨- ٩١٦)
ماده ٨٦٣: وارثين طبقه بعد وقتى ارث مىبرند كه از وارثين طبقه قبل كسى نباشد.
س ٥٠- شوهرم از اينجانب فرزندى نداشته، زن ديگرى را در خارج صيغه كرده و از او پسرى به وجود مىآيد. پدر اسم فرزند را در شناسنامه خود قيد و به فرزندى او اقرار مىنمايد. منتهى در شناسنامه اين پسر (فرزند) براى احترام من اسم مادر اصلى را ننوشته و اسم اينجانب را مىنويسند، پسر مرا مادرش خطاب مىكند.
رهبر مستضعفين! در تحريرالوسيله با ترجمه، جلد ٣، صفحه ٩٢، كتاب اقرار، مسأله ١٧ اقرار پدر را نسبت به فرزند در صورتى نافذ دانستهايد كه منازعى نداشته باشد، اكنون پاسخ كمينه را مرحمت فرمائيد كه منظور از كلمه «منازع» آيا اين است كه كسى ديگر مدّعى فرزندى پسر شود و بگويد من پدر او هستم؟ يا آنكه منظور از كلمه «منازع» اين است كه هر شخصى مىتواند مدّعى شود كه اين فرزند فرزند مدّعى نيست؛ زيرا در شناسنامه اسم مادر را براى احترام خانوادگى عوضى نوشتهاند؟
آيا بعد از فوت پدر، برادران او (عموهاى پسرم) مىتوانند ادّعاى ميراث كنند يا خير؟
به هر صورت اشتباهى نوشتن نام مادر فرزند در شناسنامه آيا به اقرار پدرش (كه طىّ دهها سند رسمى و به مدّت ٢٨ سال به فرزندى آن فرزند اعتراف نموده) لطمهاى وارد مىآورد يا خير؟ از پيشواى واقعى مسلمين استدعا دارد در مورد سؤالات فوق پاسخ مرحمت فرمائيد.