قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٣٥٣ - فصل دوم - قابليت صحى براى ازدواج
شوهر خوبى براى او پيدا نشود. ج ٣ ف ص ١٦٦
س ١٩- در صورتى كه ولىّ دختر بالغه رشيده راضى به اصل ازدواج دخترش با شخصى باشد ليكن نسبت به خصوصيّات ازدواج (از قبيل مقدار مهر و كيفيّت جشن و تعيين زمان عقد و زمان عروسى و غيره) كه دختر با پسر توافق نمودهاند مخالفت مىكند، و به نحوه توافق آنان رضايت ندهد، اگر بدون رضايت و اذن ولىّ شرعى نسبت به خصوصيّات مذكور، عقد بين آنان واقع شود آيا صحيح و قابل ترتيب اثر است يا نه؟
ج- با فرض راضى نبودن پدر نسبت به خصوصيّات مورد توافق پسر و دختر اگر باز به اصل ازدواج آنها راضى است عقد صحيح است[١] وگرنه صحّت عقد موقوف به اجازه پدر است. ج ٣ ف ص ١٦٦- ١٦٧
س ٢١- در مورد دختر باكرهاى كه ولىّ او به عللى مصرّاً براى ازدواج دايم با جوانى اجازه ندهد و طرفين نيز به هر وسيله كه شده ازدواج نمايند، در صورت وقوع و اجراء صيغه عقد دايم بدون حضور و اجازه ولىّ، اين ازدواج شرعاً چه صورتى خواهد داشت؟
ج- موقوف است به اجازه پدر يا جدّ پدرى دختر. ج ٣ ف ص ١٦٧
س ٢٣- دخترى را پدر و مادرش با اكراه و اجبار به عقد كسى در مىآورند، و او را وادار مىكنند كه به اطاق عقد بيايد و در حضور عاقد بلى بگويد، و بالأخره او بلى مىگويد ولى در دل راضى نيست. آيا چنين عقدى صحيح است يا خير؟ و در صورت صحيح نبودن آيا به طلاق احتياج هست يا نه؟
ج- اگر عقد با اذن و رضايت پدر بوده و شوهر كفو دختر است احتياط آن است كه يا دختر عقد را اجازه كند و يا بدون طلاق با فرد ديگر ازدواج ننمايد. ج ٣ ف ص ١٦٨
س ٢٤- حضرت امام اذن پدر را در دختر باكره احتياط واجب مىفرمايند، در بعضى موارد پسر و دختر به هم علاقه دارند و لازم مىبينند قبل از ازدواج بيشتر با هم آشنا شوند و معاشرتهايشان حرام نباشد، ولى تحصيل اذن پدر به واسطه شرم و حيا و موانع ديگر مشكل است، آيا امام اجازه مىفرمايند كه اين احتياط ترك شود و بدون اذن ولىّ، صيغه محرميّت جارى گردد يا خير؟
[١]. چنانچه از جمله بعد معلوم مىشود منظور« ابراز و اظهار رضايت» است نه صِرف رضايتقلبى.