قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ١٣٥ - فصل دوم - در موصى
س ٨٥- شخصى براى اين كه اموالش به دخترها و عيالش نرسد چهار دانگ از اموال منقول و غير منقول خود را در زمان حياتش در محضر طاغوتى به اولاد ذكورش انتقال داده و مادام الحيات در تصرّف خودش بوده و فعلًا آن شخص مرحوم شده، آيا انتقال صحيح است و دخترها و عيالش حقّى از اين اموال ندارند؟ و يا انتقال باطل است و دخترها و عيالش از اين اموال ارث مىبرند؟ مستدعى است حكم شرعى را بيان فرمائيد؟
ج- اگر شرايط انتقال شرعى رعايت شده صحيح است، و ديگران در آن اموال حقّ ندارند. ج ٣ ف ص ٤١٣
- ر. ك. ٨٤٢ س ٤٣ و (وصيت به تمام ماترك، ر. ك. ٨٤٢، ٤٦، ٥٢، ٥٥، ٥٦ و ٨٥٩ س ٢٨) (صلح اموال در زمان حيات تابع مقررات راجع به وصيت نيست ر. ك. ٧٦٠ س ٣، ٤).
(موصى نمىتواند به وصيت مقررات ارث را تغيير دهد ر. ك. ٩١٠ س ٦٢).
ماده ٨٣٨: موصى مىتواند از وصيت خود رجوع كند.
مسأله ٦٠- وصيت از طرف موصى جايز است، پس حق دارد مادامى كه روح در بدن دارد از وصيّتش برگردد و آن را از اصل يا از بعضى از جهات و كيفيات و متعلّقات عوض نمايد؛ پس حق دارد تمام موصى به يا قسمتى از آن را تعويض نمايد و وصى و موصى له و غير اينها را تغيير بدهد. و اگر از بعضى از جهات برگردد بقيه وصيت به حال خودش باقى مىماند، پس اگر وصيّت نمايد كه ثلث او را در مصارف مخصوص مصرف نمايند و وصايت را براى زيد قرار دهد سپس بعد از آن از وصايت زيد برگردد و براى عمرو قرار دهد اصل وصيت به حال خودش باقى مىماند. و همچنين است اگر وصيت كند كه ثلث او در مصارف معينى به دست زيد مصرف شود سپس از آن مصارف به مصارف ديگرى برگردد، وصيت به اينكه در دست زيد باشد به حالش باقى مىماند و به همين منوال. و همان طور كه در وصيت متعلق به مال، حق رجوع دارد همچنين در وصيت به ولايت بر اطفال هم حق رجوع دارد. ج ٣ ص ١٨٧- ١٨٩
مسأله ٦١- رجوع از وصيت، با قول تحقق پيدا مىكند و آن، هر لفظى است كه- با هر لغتى باشد- عرفاً، دلالت بر رجوع نمايد مانند «از وصيتم برگشتم» يا «آن را باطل كردم» يا «از آن عدول نمودم» يا «آن را نقض نمودم» و مانند اينها. و با فعل هم تحقق پيدا مىكند