قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٣٢٥ - كتاب پنجم - در غايب مفقود الاثر
نتيجهاى از پيدا شدن و يا حيات او به دست نياوردهاند. پس از يأس از پيدا شدن زوج، فردى با رضايتِ زوجه نامبرده وى را مطلّقه نموده و نوشته است كه پس از عدّه وفاتْ زوجه مىتواند با هر فردى كه مايل باشد ازدواج كند. مستدعى است حكماللَّه را در اين زمينه بيان فرمائيد.
ج- زنى كه شوهر او غائب شده اگر نفقه او داده مىشود بايد صبر كند و طلاق او صحيح نيست، و اگر نفقه او داده نمىشود مىتواند به حاكم شرع مراجعه كند، و بعد از فحص (تا چهار سال از زمان رجوع) و پيدا نشدن شوهر، حاكم شرع يا مأمور از طرف او زن را طلاق دهد. و طلاق قبل از چهار سال باطل است هر چند از پيدا شدن شوهر مأيوس شوند. ج ٣ ف ص ١٣٩
(١١١١)
س ١٥٦- زن جوانى است كه حدود هفت سال از ازدواجش مىگذرد، و شوهرش نزديك به شش سال است كه او را رها كرده، و در تمام اين شش سال هيچگونه نفقه و خرجى به زوجه نرسيده است، حالا زن حاضر شده با بخشيدن مهريّهاش طلاقش را بگيرد. لطفاً نظر مبارك را در مورد اين كه مىتواند طلاق بگيرد يا نه بيان فرمائيد.
در ضمن با توجّه به جوانى زوجه احتمال افتادنش به گناه زياد است.
ج- طلاق بدون اذن يا وكالت از شوهر باطل است. و در صورت غيبت شوهر زن مىتواند به محكمه شرعيّه شكايت كند، و در اين صورت حاكم شرع بعد از فحص (تا چهار سال با مراعات شرايط) زن را طلاق دهد. و در هر صورت بايد خودش را از گناه حفظ كند. ج ٣ ف ص ١٤٠
س ١٥٩- زنى است كه حدود پنج سال قبل، شوهرش او را ترك كرده و مفقودالأثر گرديده و اين زن تاكنون هيچگونه اطّلاعى از وى ندارد. نامبرده در سال ٥٨ يكبار تقاضاى طلاق از دادگاه عمومى را نمود كه از طريق جرايد سه بار شوهرش را به دادگاه دعوت كردند، ولى شوهر وى شناخته نشد و در دادگاه حاضر نگرديد. دادگاه غياباً حكم طلاق را صادر كرد، از آنجايى كه متديّنه مقلّد آن حضرت مىباشد از مراجعه به دفترخانه و گرفتن طلاق خوددارى ورزيده، اينك به دادگاه مدنى خاصّ مراجعه كرده است، (نظر به اين كه در عقدنامه شرايطى قيد گرديده، كه يكى از آنها اين است:
«هرگاه يكى از زوجين زندگى خانواده را ترك كند زن يا شوهر مىتواند از دادگاه تقاضاى صدور گواهى عدم امكان سازش نمايد») تكليف دادگاه را مشخّص فرمائيد.