قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٤١٢ - فصل چهارم - شرايط صحت نكاح
و اسلام در مورد كسى كه به قرآن كريم ناسزا گويد و آن را به گوشهاى پرت كند چه مىگويد؟
ج- چنانچه منكر خدا يا رسول خدا يا يكى از ضروريّات دين باشد محكوم به ارتداد است و بايد از او جدا شوند. ج ٣ ف ص ١٢٩- ١٣٠
(١١٢٠- ٨٨١ مكرر)
س ١٣٧- شوهر خدا را انكار مىكند، و مىگويد قيامت و عدل و امامت وجود ندارد، و به هيچيك از قوانين الهى و اسلامى عقيده ندارد، و قرآن و پيامبر را انكار كرده و ناسزا مىگويد، آيا زن مىتواند طلاق بگيرد يا نه؟ و زن هم راضى به طلاق است.
ج- در فرض مذكور طلاق لازم نيست، و زن بايد فوراً از چنين شوهرى جدا شود، و بر او حرام است. ج ٣ ف ص ١٣٠
(١١٢٠- ٨٨١ مكرر)
- ر. ك. ١٠٥٠ س ١٥٠- (بقاء بر اسلام شرط بقاء و استمرار عقد نكاح است ر. ك.
١١٢٠ س ٦١).
ماده ١٠٦٠: ازدواج زن ايرانى با تبعه خارجه در مواردى هم كه مانع قانونى ندارد موكول به اجازه مخصوص از طرف دولت است.
ماده ١٠٦١: دولت مىتواند ازدواج بعضى از مستخدمين و مأمورين رسمى و محصلين دولتى را با زنى كه تبعه خارجه باشد موكول به اجازه مخصوص نمايد.
فصل چهارم- شرايط صحت نكاح
ماده ١٠٦٢: نكاح واقع مىشود به ايجاب و قبول به الفاظى كه صريحاً دلالت برقصد ازدواج نمايد.
صدر مسأله ١- ازدواج بر دو قسم است: دائم و منقطع. و هر كدام از اينها محتاج عقدى است كه داراى ايجاب و قبول لفظى باشند كه بر انشاى معناى مقصود و انشاى رضايت به آن به طورى كه در نزد اهل محاوره معتبر است، دلالت نمايند؛ پس نه مجرد رضايت قلبى دو طرف و نه معاطاتى كه در غالب معاملات جريان دارد و نه نوشتن آنها كفايت نمىكند و همچنين- در غير شخص لال- اشارهاى كه اين معنى را برساند، كفايت نمىكند. و احتياط لازم آن است كه ايجاب و قبول به لفظ عربى باشند پس غير از عربى، از لغتهاى ديگر مجزى نمىباشد، مگر آن كه از عربى و از وكيل نمودن ديگرى، عاجز باشند، اگر چه اقوى آن است كه وكيل گرفتن واجب نمىباشد. و با عجز از عربى، به غير