قانون مدنى و فتاواى امام خمينى - كيائى، عبد الله - الصفحة ٣٤٨ - فصل دوم - قابليت صحى براى ازدواج
راضى نباشد، آيا اين عقد از نظر اسلام باطل است يا نه؟
ج- غير از جدّ پدرى و پدر افراد خانواده در ازدواج دختر ولايت ندارند، و نمىتوانند او را مجبور به ازدواج كنند. و اگر پدر يا جدّ پدرى او را به كفو عرفى و شرعى عقد كرده عقد صحيح است، و بايد رضايت دهد على الاحوط. ج ٣ ف ص ٨١
(١٠٧٠)
س ١- جوانى است كه- بنا به وظيفه شرعى و نيازهاى روحى- تصميم به ازدواج گرفته و دختر جوان رشيده بالغهاى را انتخاب نموده است كه با او توافق كامل دارد، امّا پدر دختر موافقت نمىكند، تكليف شرعى چيست؟
ج- در ازدواج دختر باكره اذن پدر شرط است، بلى اگر دختر مايل به ازدواج باشد و پسر كفو عرفى و شرعى او هست و دختر بترسد كه اگر او را ردّ كند بعداً شوهر خوبى پيدا نشود پدر نمىتواند او را منع كند؛ و در صورت منع، ولايتش ساقط مىشود.
ج ٣ ف ص ١٥٨
س ٢- دخترى مىخواهد با پسرى كه دو پا و يك دست خود را از دست داده ازدواج كند و ليكن خانواده اين دختر مخالفت مىكنند، دختر خواهش كرده است اين موضوع را به اطّلاع برسانيم كه آيا مىشود بدون اجازه خانوادهاش اقدام به ازدواج كند يا نه؟
ج- در ازدواج دختر باكره اذن پدر يا جد پدرى شرط است و اذن ساير افراد خانواده معتبر نيست. ج ٣ ف ص ١٥٨- ١٥٩
س ٣- اگر دختر بالغه و رشيده باكرهاى كه مرجع تقليدش ازدواج بالغه رشيده باكره را بدون اذن پدر تجويز مىنمايد با پسرى كه مقلّدش اذن پدر دختر را شرط در صحّت نكاح مىداند، ازدواج كند، و پدر دختر هم راضى به اين ازدواج نباشد؛ حكم اين ازدواج چيست؟ و اگر از روى نسيان يا عمد و يا جهل باشد چگونه است؟ ضمناً حكم آن را در موارد قبل و بعد از دخول نيز بيان فرمائيد؟
ج- پسر نمىتواند ترتيب آثار ازدواج صحيح بر اين تزويج دهد، مگر در صورتى كه پدر دختر عقد آنان را اجازه دهد، بلى چنانچه دخول شده باشد بعيد نيست كه بتوانند مجدّداً بدون اذن پدر ازدواج نمايند هر چند احتياط نبايد ترك شود. ج ٣ ف ص ١٥٩
س ٤- ١- ازدواج دختر باكرهاى بدون اذن پدر انجام گرفته است، نظر مبارك در مورد صحّت يا بطلان عقد چيست؟